تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
جماعتى از بنى نظيره « 1 » برخاست « 2 » به بهانهء تجارت به مكه شد و بو سفيان را گفت كى : لشكر ساز تا « 3 » با محمّد حرب كنيم . بو سفيان گفت : نه تو « 4 » عهد كرده‌اى كى با محمّد بد « 5 » نسگالى « 6 » ؟ او جواب داد كى : من اين « 7 » عهد نقض كنم ، و دين آبا و اجداد خود را « 8 » نگذارم . جبرئيل بيامد و سيّد را « 9 » خبر داد گفت : « 10 » مكيان را بر قتال تو مىدارد « 11 » ، بفرماى تا او را بكشند . رسول صلى اللّه عليه و سلّم سلكان بن بشير و عمرو بن معاذ را فرمان داد تا او را بكشند « 12 » . ايشان گفتند : يا رسول اللّه او « 13 » بقول ما از خانه « 14 » بيرون نيايد و لكن تدبير آنست كى محمّد بن سلمه « 15 » را كى او « 16 » برادر اوست از رضاع « 17 » ، بفرمايى تا اين شغل بكند . رسول به دو اشارت كرد . او فرمان رسول را « 18 » اجابت كرد . با او گفتند : نه برادرى ؟ گفت : اگر چه برادرم « 19 » فرمان رسول برين اخوّت مقدّم « 20 » دارم « 21 » . شمشير را حمايل كرد و بدر خانهء او رفت و آواز داد كى : يا برادر [ 156 ب ] محمّد از من چيزى « 22 » خواهد بظلم « 23 » و من ندارم ، مرا فام ده « 24 » . گفت : من سوگند خورده‌ام كى بىگرو هيچ « 25 » فام « 26 » ندهم . محمّد بن سلمه « 27 » گفت : من گرو با خود دارم بيرون آى و « 28 » بستان . كعب خواست كى بيرون آيد زن « 29 » او كاهنه بود گفت : بيرون مشو كى ازين رفتن تو بوى خون مىآيد . كعب ازو « 30 » دامن « 31 » دركشيد و گفت : اگر هفتاد مبارز برين در است كى من از ايشان باك ندارم . پس بيرون آمد « 32 » . محمد « 33 »
هامش
( 1 ) - بنى النظير ( 2 ) - در متن : برخواست ( 3 ) - « كى لشكر ساز تا » ندارد ( 4 ) - ندارد ( 5 ) - به بدى ( 6 ) - + و محمد را نيازارى ( 7 ) - ندارد ( 8 ) - + فرو ( 9 ) - محمد را صلى اللّه عليه و سلم ( 10 ) - + كعب ( 11 ) - جمع مىكند ( 12 ) - بكشتند ( 13 ) - + بفرمان ( 14 ) - « و بقول ما از خانه » ندارد ( 15 ) - مسلمه ( 16 ) - + برضاع ( 17 ) - « از رضاع » ندارد ( 18 ) - + صلى اللّه عليه و سلم ( 19 ) - برادر است ( 20 ) - + تراست ( 21 ) - ندارد ( 22 ) - + مى ( 23 ) - + مرا وامى ده تا بوى دهم ( 24 ) - « و من ندارم مرا فام ده » ندارد ( 25 ) - ندارد ( 26 ) - وام ( 27 ) - « محمد بن سلمه » ندارد ( 28 ) - + گرو ( 29 ) - عيال ( 30 ) - « ازو » ندارد ( 31 ) - + ازو ( 32 ) - « پس بيرون آمد » ندارد ( 33 ) - + بن مسلمه