تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
آتشين بر سر و گردن آن بيگانگان مىزدند و از پشت اسبان « 1 » مىانداختند « 2 » . هر مؤمنى كى بر ايشان رسيدى « 3 » سر « 4 » شكسته « 5 » و گردن كوفته يافتى . پس « 6 » ملك تعالى نصرت دين خود پيدا كرد و كافران را [ 156 الف ] مخذول و رسوا كرد . عتبه بر دست حمزه كشته شد ، شيبه بر دست على كشته شد ، بو جهل بر دست عبد اللّه بن مسعود « 7 » كشته شد ، باقى روى به هزيمت نهادند . لشكر اسلام در قفاء ايشان برفت « 8 » . هفتاد كس را از مبارزان ايشان بكشتند و هفتاد را اسير گرفتند « 9 » . لشكر اسلام اندك بود و لشكر كافر « 10 » بسيار بود . ملك تعالى آن اندك را نصرت كرد « 11 » و آن بسيار را هزيمت كرد « 12 » . و حال ايشان در ديدهء عالميان عبرت كرد . قوله « 13 » :
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى . »
« 1 - » بيت
رويى كى خداى آسمان آرايد * گر زيور و مشاطه نبيند شايد
آن را كى خدا « 14 » به پاسبانى بايد « 15 » * او را ز گزند دشمنان غم نايد
و آورده‌اند كى چون كافران « 16 » هزيمت شدند و مؤمنان با غنيمت شدند ، در « 17 » لشكر مؤمنان « 18 » بسبب آن غنيمتها اختلاف « 19 » آمد . غانمان گفتند : جمع مال « 20 » ما كرديم « 21 » ما را باشد . غازيان گفتند : حرب « 22 » ما كرديم « 23 » ما را باشد . پس « 24 » هر دو قوم از سيد « 25 » فتوى خواستند . سيد « 26 » با حضرت رجوع كرد .
هامش
( 1 ) - اسبشان ( 2 ) - همى ( 3 ) - + ايشان را ( 4 ) - + و گردن ( 5 ) - + مىديدى ( 6 ) - از « و گردن كوفته . . . » ندارد ( 7 ) - « بن مسعود » ندارد ( 8 ) - مىرفت ( 9 ) - كردند ( 10 ) - كافران ( 11 ) - داد ( 12 ) - داد ، كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - در متن : خداوند ( 15 ) - آيد ( 16 ) - + به ( 17 ) - + ميان ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - + پديد ( 20 ) - ندارد ( 21 ) - + غنيمت ( 22 ) - غزا ( 23 ) - + غنيمت ( 24 ) - تا ( 25 ) - + عليه الصلاة و السلام ( 26 ) - + صلى اللّه عليه و سلم ( 1 - ) سورهء نازعات / 26