تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
بيافت ،
« إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ . »
« 1 - » الآية . اين كى گفتيم « 1 » تخصيص ابراهيم بود به خلعت رشد و هدايت « 2 » . ديگر داود « 3 » را « 4 » مخصوص كرد « 5 » بفضل و علم و خلافت « 6 » . قوله تعالى :
« وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا . »
« 2 - » و مراد از اينجا از فضل ، نبوّت و رسالت است . پادشاه عالم « 7 » داود را برگزيد و رسول خود گردانيد و « 8 » آواز خوش « 9 » كرامت كرد « 10 » . هرگه كى به خواندن زبور آواز بركشيدى آبها در جوى « 11 » قرار گرفتى ، كوهها در تجاوب آمدندى ، مرغان در ترنم آمدندى « 12 » ، فرشتگان در نظاره آمدندى « 13 » ، آهوان در رقص آمدندى ، ماهيان سر از آب برآوردندى « 14 » . هفت فرسنگ « 15 » آواز او برفتى هرگه كى او زبور خواندى و يا ذكر حق گفتى ، ملك تعالى او را بر فرشتگان جلوه كردى گفتى : بنگريد « 16 » به داود « 17 » كى چون بزرگوار و نيكوكار « 18 » بنده‌اى است مرا « 19 » . پس ملك تعالى او را معجزه‌اى داد . و آن معجزه آن بود كى « 20 » آهن را « 21 » در دست او نرم گردانيد « 22 » ، چنانك خمير در دست خبّاز « 23 » ، خواهد گرد كند و خواهد پهن « 24 » كند . داود آهن بدست گرفتى بىآتش . خواستى پهن كردى و خواستى گرد « 25 » كردى . پس « 26 » از آن زره كردى و يكى از آن « 27 » به هزار درم بفروختى « 28 » و قوت خود از آن مىكردى « 29 » . يك روز لقمان حكيم در پيش او شد . او را ديد
هامش
( 1 ) - + صفت ( 2 ) - + و حكمت ، دوم گفتيم ( 3 ) - + عليه السلم ( 4 ) - + بفضل و علم و خلافت ( 5 ) - كردند ( 6 ) - « بفضل و علم و خلافت » ندارد ( 7 ) - + جل جلاله ( 8 ) - + و او را ( 9 ) - + داد ( 10 ) - « كرامت كرد » ندارد ( 11 ) - + ها ( 12 ) - + و به زمين آمدندى از هوا ماهيان از آب سر برآوردندى ( 13 ) - از « فرشتگان در . . . » ندارد ( 14 ) - از « ماهيان سر از . . » ندارد ( 15 ) - + در هفت فرسنگ ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - + نگريد ( 18 ) - « كار » ندارد ( 19 ) - ندارد ( 20 ) - از « و آن معجزه . . . » ندارد ( 21 ) - ندارد ( 22 ) - گشت ( 23 ) - + كه اگر ( 24 ) - دراز ( 25 ) - دراز ( 26 ) - ندارد ( 27 ) - « از آن » ندارد ( 28 ) - بدادى ( 29 ) - مىساختى ( 1 - ) سورهء انعام / 79 ( 2 - ) سورهء سبا / 10