تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
الْيَوْمَ . »
« 1 - » پس پيدا شد كى اقرار دادن « 1 » به گناه نزد لئيمان سبب عقوبت « 2 » و گرفتارى بود . و معترف گشتن « 3 » به زلّت « 4 » نزد كريمان سبب خلاص و رستگارى بود . فان قيل : يوسف كريم بود ، چون برادرانش به گناه اقرار دادند يوسف در حال « 5 » ايشان را « 6 » زنهار داد ، يعقوب ازو كريم‌تر بود ، چرا گفت : « سوف استغفر لكم ربى . » چرا در وقت كرم پيدا نكرد و حاجت فرزندان روا نكرد ؟ جواب « 7 » : ابن عباس « 8 » از رسول « 9 » روايت مىكند « 10 » كى يعقوب « 11 » تأخير كرد تا شب آدينه درآيد و مراد ايشان از [ 143 ب ] ملك تعالى بخواهد ، كى شب آدينه دعاى هيچ بنده خطا نشود و هيچ نيازمند در آن شب بىمراد « 12 » از درگاه خداوند « 13 » نشود . پس تأخير او از فرط شفقت بود نه از بغض و اهانت بود . طاوس يمانى گويد و بيشترين مفسران گويند كى : تأخير « 14 » به سحرگاه افگند كى وقت عرض حاجت بدرگاه حق « 15 » سحرگاه باشد . شعبى گويد : از بهر آن تأخير كرد تا بداند كى دل يوسف با ايشان خوش هست « 16 » يا نه . زيرا كى خصم يوسف « 17 » بود و يعقوب شفيع بود « 18 » ، بايد كى شفاعت برضاى خصم كند . و گفته‌اند كى يوسف از بهر آن « 19 » در وقت جفا « 20 » ازيشان درگذاشت ، كى ايشان را بسيار رنجانيده بود و عجز ايشان ديده بود . و يعقوب با ايشان آن
هامش
( 1 ) - ندارد ( 2 ) - قصاص ( 3 ) - شدن ( 4 ) - + و گناه ( 5 ) - وقت ( 6 ) - « ايشان را » ندارد ( 7 ) - + آنست كه ( 8 ) - + گويد رضى اللّه عنهما ( 9 ) - + خداى صلى اللّه عليه و سلم ( 10 ) - « روايت مىكند » ندارد ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - « در آن شب بىمراد » ندارد ( 13 ) - خدا نوميد ( 14 ) - « گويند كى تأخير » ندارد ( 15 ) - حضرت إله وقت ( 16 ) - است ( 17 ) - يوسف خصم ( 18 ) - + و شفيع ( 19 ) - + جفا ( 20 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء يوسف / 92
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 642 | محمد روشن / أحمد بن محمد بن زيد الطوسي