رنج ازو كفايت كرد .
سيم « 1 » : موسى بود از فقر و فاقت شكايت كرد ،
« إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
« 2 »
. »
« 1 - » و آن چنان بود كى « 3 » از مصر بگريخت « 4 » از فرعون « 5 » ، بمدين « 6 » رسيد يكماهه راه رفته بود . به ظاهر برهنه بود و به باطن گرسنه بود و به كار درمانده بود .
گفت : ملكا « 7 » بار خدايا چه بودى اگر « 8 » درين ساعت تايى نان دادى تا گرسنگى خود « 9 » بدان بنشاندمى . خطاب آمد كى : يا كليم « 10 » چون توى از چون منى « 11 » نان خواهد ؟ اكنون « 12 » دون همتى كردى . اگر نانت « 13 » بايد برو مزدورى « 14 » شعيب « 15 » كن « 16 » تا « 17 » اين بار « 18 » چون « 19 » دست به من زنى « 20 » و بدرگاه من پناهى ، از من جز مرا « 21 » نخواهى .
لطيفه :
هرك از حق چيزى خواهد و « 22 » اندك خواهد ، دون همتى كرده باشد و حق را با درويشى نسبت كرده باشد . يا خود مخواه و حق را بنا « 23 » دادن تهمت مكن ، يا چون « 24 » خواهى بسيار خواه و او را به درويشى نسبت مكن . اين شكايتى بود كى موسى از فقر و فاقت كرد ، اگر در بدايت معاتبت يافت ، در نهايت نجات و قربت يافت .
چهارم : يعقوب بود « 25 » از فرزندان « 26 » بناليد ،
« قالَ
« 27 »
إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ . »
« 2 - » و آن چنان بود كى فرزندان او را ملامت كردند و بصبر و شكيبايى « 28 »
هامش
( 1 ) - سوم
( 2 ) - آيه را ندارد
( 3 ) - + چون
( 4 ) - ندارد
( 5 ) - + بگريخت
( 6 ) - در متن : به مدينه
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - + مرا
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - + حضرت
( 11 ) - + يكتا
( 12 ) - + كه
( 13 ) - + مى
( 14 ) - + كن
( 15 ) - + را
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - + چون كه
( 18 ) - + بازآيى بار ديگر
( 19 ) - ندارد
( 20 ) - بردارى
( 21 ) - من
( 22 ) - « چيزى خواهد و » ندارد
( 23 ) - بانا
( 24 ) - چو
( 25 ) - + كه از فرقت
( 26 ) - « از فرزندان » ندارد
( 27 ) - گفت
( 28 ) - + او را
( 1 - ) سورهء قصص / 24
( 2 - ) سورهء يوسف / 86