تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
غمش « 1 » بسر آمد و اندوهش را گذر آمد ، « 2 » صبرش « 3 » ببر آمد « 4 » . مؤمن « 5 » هفتاد سال در دنيا « 6 » به حق مىبنالد « 7 » و حاجت مىخواهد و مىنيابد « 8 » . آن « 9 » چرا ؟ زيرا كى يك چشم بخلق دارد « 10 » و يك چشم به حق « 11 » . چون « 12 » تن نازنينش در بستر مرگ « 13 » آيد « 14 » و آن انفاس معدودش به يكى بازآيد ، از چپ و راست بنگرد « 15 » . درهاى حيلت « 16 » بسته بيند ، نظر از خلق ببرد . يك دل و يكتا به حق بنالد « 17 » گويد : يا رب . در وقت لبّيك اجابت درآيد و ملك « 18 » [ را « 19 » ] به دو نظر آيد ، و بر ديوش ظفر آيد و غمش « 20 » را گذر آيد . آفتاب اميدش از مطلع « 21 » سعادت برآيد . شعر « 22 »
گر هيچ دلم را ز وصالش خبر آيد * بر من همه تيمار غم من بسر آيد
جان منتظر وصل حبيب است بتن در * چون دوست بخواند « 23 » ز تن او زود برآيد
جانى كى به ديدار ملك باشد مشتاق * گر جنّت فردوس بود « 24 » زو بدر آيد
عاشق چو فنا گشت روان داد بمعشوق * او را ز بقا باز روان دگر آيد
باقى شود و روى بمعشوق كند زود * وانگاه « 25 » به چشم ابدى در نظر آيد « 26 »
هامش
( 1 ) - غم او ( 2 ) - + و درخت اميدش ( 3 ) - « صبرش » ندارد ( 4 ) - + و از وصلش خبر آمد بنده ( 5 ) - ندارد ( 6 ) - « در دنيا » ندارد ( 7 ) - مىنالد ( 8 ) - و اجابت نمىبيند ( 9 ) - ندارد ( 10 ) - مىدارد ( 11 ) - « و يك چشم به حق » ندارد ( 12 ) - + آن ( 13 ) - + در ( 14 ) - + و در گداز آيد ( 15 ) - مىنگرد ( 16 ) - حاجت ( 17 ) - + و حاجت مىخواهد ( 18 ) - + تعالى ( 19 ) - در متن : ندارد ( 20 ) - غم ( 21 ) - + انس و ( 22 ) - بيت ( 23 ) - بخواهد ( 24 ) - در متن : باشد ( 25 ) - در متن : و آنگه ( 26 ) - در متن : + اللهم ارزقنا بفضلك يا غفران .
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 589 | محمد روشن / أحمد بن محمد بن زيد الطوسي