نجوى المنافقين و نجوى الماكرين « 1 » . » چهار قوم با يكديگر راز كردند و داستان سر خود « 2 » آغاز كردند .
اوّل « 3 » مؤمنان با رسول « 4 » راز كردند « 5 » ، ملك تعالى « 6 » ايشان را ببذل و سخاوت « 7 » فرمود ،
« فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً . »
« 1 - » و آن چنان بود كى توانگران اصحاب رسول عليه السلم « 8 » همه « 9 » نزديك « 10 » آمدندى ، و قصّه سرّ خويش آغاز كردندى و سخن دراز كردندى ، و درويشان از فوائد انفاس رسول « 11 » محروم مىماندندى .
جبّار عالم « 12 » توانگران را به صدقه از صحبت رسول « 13 » تنفير كرد ، و درويشان را شفقت در خدمت رسول ترغيب كرد « 14 » . گفت : هر كس « 15 » كى خواهد كى با رسول من « 16 » قصه و اسرار خود « 17 » گويد ، نخست بايد كى صدقه به فقراء امّت « 18 » دهد .
توانگران چون اين بشنيدند ، به حكم بخل و ضنّت « 19 » برميدند . سيّد صلوات اللّه « 20 » عليه از مزاحمت ايشان بىصداع و الم شد ، و صحبت او درويشان صحابه را مسلّم شد .
لطيفه « 21 » :
توانگران با رسول « 22 » براز « 23 » بودند ، و درويشان در راه حرمان خود
هامش
( 1 ) - + و نجوى اليهودين
( 2 ) - خويش
( 3 ) - ندارد
( 4 ) - يكديگر
( 5 ) - + يا ايها الذين آمنوا اذا ناجيتم الرسول . جهودان با يكديگر راز كردند . قوله تعالى أ لم تر الى الذين نهوا عن النجوى . منافقان با يكديگر راز كردند . قوله تعالى يا ايها الذين آمنوا اذا تناجيتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصيت الرسول . مكاران با يكديگر راز كردند و داستان سر خويش آغاز كردند خلصوا نجيا . اول مؤمنان با رسول عليه الصلاة و السلم راز كردند و داستان سر خويش آغاز كردند
( 6 ) - « ملك تعالى » ندارد
( 7 ) - بذل و سخا
( 8 ) - صلى اللّه عليه و سلم
( 9 ) - هر روز
( 10 ) - + رسول عليه الصلاة و السلم
( 11 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 12 ) - + جل جلاله
( 13 ) - + عليه الصلاة و السلم
( 14 ) - از « و درويشان را . . . » ندارد
( 15 ) - « كس » ندارد
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - ندارد
( 18 ) - ندارد
( 19 ) - و خست از صدقه . در متن « وصيت » آمده است
( 20 ) - + و سلامه
( 21 ) - ندارد
( 22 ) - + صلى اللّه عليه و سلم به نماز و راز
( 23 ) - در متن : بران
( 1 - ) سورهء مجادله / 13