نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً . »
« 1 - » . چون از هر سوى درهاى وسيلت بسته ببينند « 1 » ، قدم در راه تسليم نهند و به دوزخ شتابند « 2 » . آه از آن دوزخ خونخواره « 3 » [ 127 ب ] آه از آن آتش شررباره ، آه از آن بندهاى استوار ساخته « 4 » . آه از آن ويل ثبور كفار برخاسته « 5 » . آه از آن « 6 » كژدم و مار گزنده « 7 » ، « وعد من اهلها ما شئت . »
اگر خواهى كى « 8 » فردا از آتش دوزخ « 9 » با « 10 » هيبت نيازارى « 11 » ، بايد كى « 12 » امروز به گناه « 13 » و زلّت « 14 » ملك « 15 » را نيازارى . و اگر خواهى كى فردا آن « 16 » آتش دوزخ « 17 » ترا نسوزد « 18 » ، بايد كى هرچ در دلت آلايش غير تست « 19 » به آتش مهر او بسوزى .
زيرا « 20 » كى آن چوب كى يكبار « 21 » سوخته باشد « 22 » ، آتش ديگرباره او را نسوزد .
و آن دل « 23 » كى به آتش مهر مولى سوخته باشد ، آتش « 24 » عقبى « 25 » او را كى سوزد « 26 » .
حكايت
سالى آتش در شهر بصره افتاد . رابعة العدوية البصرية « 27 » از بيرون شهر « 28 » بر كنار رود خرقه « 29 » مىشست « 30 » . يكى او را خبر داد كى « 31 » آتش در « 32 » بصره افتاد و هر « 33 » كسى تيمار خانهء خود مىبرد ، برو تو نيز تيمار خانهء خود بر « 34 » . گفت :
هامش
( 1 ) - در متن : بيند
( 2 ) - شتابد
( 3 ) - خونخوار
( 4 ) - ندارد
( 5 ) - ندارد .
در متن : برخواسته
( 6 ) - + درد زخم
( 7 ) - ندارد
( 8 ) - + آن
( 9 ) - « فردا از آتش » ندارد
( 10 ) - پر
( 11 ) - ترا : نيازارد
( 12 ) - + تو
( 13 ) - « به گناه و » ندارد
( 14 ) - بزلت
( 15 ) - + تعالى
( 16 ) - « فردا آن » ندارد
( 17 ) - ندارد
( 18 ) - نسوزاند
( 19 ) - غير است
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - + آتش او را بسوخته است
( 22 ) - « سوخته باشد » ندارد
( 23 ) - هر آن دلى
( 24 ) - به آتش
( 25 ) - + سوخته نشود
( 26 ) - « او را كى سوزد » ندارد
( 27 ) - « البصريه » ندارد
( 28 ) - + ديدند كه جامه
( 29 ) - « بر كنار رود خرقه » ندارد
( 30 ) - + وى را گفتند كه اى رابعه
( 31 ) - « يكى او را خبر داد كى » ندارد
( 32 ) - به شهر
( 33 ) - + كس به خانهء خود مىروند تو نيز به خانه رو و تيمارخانه بدار
( 34 ) - از « كسى تيمار خانهء . . . » ندارد
( 1 - ) سورهء انفطار / 19