سخن چگونه « 1 » گويد ؟ ابراهيم گفت : اى بيچارگان آنكس كى ازو سخن نيايد ، « 2 » خدايى را چگونه « 3 » شايد ؟
« 4 » خليل بيمارى و « 5 » حيلت با خود اضافت « 6 » كرد « 7 » ، پس روى به راه صلابت كرد و « 8 » بتان را پاره كرد . لاجرم نام جوانمردى « 9 » را حقيقت كرد « 10 » ،
« قالُوا
« 11 »
سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ . »
« 1 - » « 12 » تو نيز با نفس امّارهء « 13 » خود حيلت كن و روى به راه رياضت كن و شمشير مجاهدت برافراز « 14 » و سر اين « 15 » نفس امّاره را بينداز ، تا اسم مجاهدت ترا حقيقت شود ، « فقتل النفس هو الجهاد الاكبر . » كشتن نفس امّاره را جنگ عظيم خواند « 16 » .
بيت
گر كافر « 17 » از آن « 18 » كشى كه او دشمن تست * مكّارترين دشمنان اين تن تست
با كافر رومى تو خصومت چه كنى * كين كافر اندرون « 19 » پيراهن تست
دوم : موسى « 20 » كليم بار خدا « 21 » بود كى او حيلت كرد ، و جهل و ضلالت « 22 » با خود اضافت كرد ،
« قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ، »
« 2 - » اى من الجاهلين . و آن چنان بود كى چون « 23 » پادشاه عالم كليم « 24 » را گفت : برو پيش اين « 25 » فرعون طاغى « 26 »
هامش
( 1 ) - « چگونه » ندارد
( 2 ) - + شايستهء
( 3 ) - كى
( 4 ) - + لطيفه : ابراهيم
( 5 ) - « بيمارى و » ندارد
( 6 ) - « با خود اضافت » ندارد
( 7 ) - + بيمارى را با خود اضافت كرد
( 8 ) - + همه
( 9 ) - + خود
( 10 ) - + قوله تعالى
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - + اشارت
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - برگير
( 15 ) - « و سر اين » ندارد
( 16 ) - از « كشتن نفس . . . » ندارد
( 17 ) - + را
( 18 ) - « از آن » ندارد
( 19 ) - بد درون . در متن : تو اندرون
( 20 ) - ندارد
( 21 ) - « بار خدا » ندارد
( 22 ) - + را
( 23 ) - ندارد
( 24 ) - + خود
( 25 ) - آن
( 26 ) - + باغى ياغى
( 1 - ) سورهء انبياء / 61
( 2 - ) سورهء شعراء / 19