تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
حجتى از پيشينگان روايت كرده « 1 » ، كى بر گفت « 2 » شما دلالت دارد « 3 » . و اگر نه بپرهيزيد از آنچ شما را « 4 » عقوبت دارد « 5 » .

لطيفه :

مشرك بتان را همباز « 6 » گرفت « 7 » ، عقوبت يافت و قطيعت برسرى ،
« كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . »
« 1 - » جهودان « 8 » عزيز را فرزند خدا گفتند « 9 » ، دوزخ يافتند « 10 » و لعنت برسرى « 11 » ،
« وَ لُعِنُوا بِما قالُوا . »
« 2 - » مشبّه خود را همتاى « 12 » خدا گفت ، ضلالت يافت و عذاب قيامت برسرى ،
« إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ . »
« 3 - » مؤمن خود را بندهء [ 114 الف ] خدا گفت ، جنّت يافت و وصلت برسرى « 13 » ،
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ . »
« 4 - » .

عبارت « 14 » :

مشرك بت را همباز « 15 » گفت . جهود عزيز را فرزند گفت . مشبه « 16 » خود را همباز « 17 » گفت . مؤمن خود را بنده گفت . « 18 » مشرك را از همباز گفتن « 19 » محنت آمد . جهود را از فرزند گفتن « 20 » لعنت آمد . مشبه را از همتا گفتن « 21 » كفر و محنت آمد . مؤمن را از بنده گفتن « 22 » جنّت « 23 » آمد . « 24 » اى جهود فرزند گوى « 25 » خاكسار و لعينى . اى مشبّه همتا گوى با دوزخ قرينى . اى مشرك هنباز گوى تو در دنيا مهينى « 26 » . اى مؤمن بنده گوى فردايش بىمثل « 27 » و بىچون و بىچگونه « 28 » بينى . بيت
گر كيش ره مشبّهان « 29 » بگزينى * با مشرك و گمراه تو در سجّينى
هامش
( 1 ) - كردند ( 2 ) - گفتار ( 3 ) - كند ( 4 ) - + فردا ( 5 ) - كند ( 6 ) - هنباز ( 7 ) - خواند ( 8 ) - جهود ( 9 ) - گفت ( 10 ) - يافت ( 11 ) - بر سر ( 12 ) - هنباز ( 13 ) - بر سر ( 14 ) - لطيفه ( 15 ) - انباز ( 16 ) - مشبهى ( 17 ) - همتا ( 18 ) - + ازين گفتار ( 19 ) - « از همباز گفتن » ندارد ( 20 ) - « از فرزند گفتن » ندارد ( 21 ) - « از همتا گفتن » ندارد ( 22 ) - « از بنده گفتن » ندارد ( 23 ) - رحمت ( 24 ) - + اى مشرك هنباز گوى تو در دنيا مهينى ( 25 ) - + تو ( 26 ) - از « اى مشرك هنباز . . . » ندارد ( 27 ) - « بىمثل » ندارد ( 28 ) - ندارد ( 29 ) - مشبهى ( 1 - ) سورهء مطففين / 15 ( 2 - ) سورهء مائده / 69 ( 3 - ) سورهء معارج / 28 ( 4 - ) سورهء نجم / 32