خلاص و راحت « 1 » يافتند . اما آن دو قوم « 2 » كى ايشان را در بدايت « 3 » نعمت دادند ، عاد و ثمود بودند . قوله تعالى :
« لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ . »
« 1 - »
ملك تعالى عاديان را در بدايت « 4 » نعمت داد ، بدان نعمت بخل كردند و بدان قوّت فخر كردند و بدان صحّت جرم كردند ، نعمت از منعم نديدند به كثرت و قوّت « 5 » بنازيدند « 6 » ،
« وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً . »
« 2 - » [ 106 ب ] پادشاه عالم بادى بر ايشان مسلط كرد ، تا ايشان را از « 7 » زمين برگرفت « 8 » و در هوا « 9 » برهم مىزد ، چنانك « 10 » اعضاء ايشان خرد مىكرد « 11 » و درهم مى « 12 » شكست ، در وقت جان ايشان « 13 » از قالب « 14 » ايشان مىگسست . قوله « 15 » :
« فَما أَغْنى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لا أَبْصارُهُمْ وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْءٍ . »
« 3 - » چون ايشان بقوّت عجب آوردند و بنعمت كفر « 16 » آوردند ، آن كفر « 17 » و عجب ايشان سبب زوال و هلاك « 18 » ايشان شد .
دوم ثمود را در بدايت نعمت داد و با نعمت صحت داد ، در وقت كشت از « 19 » باران قطره داد ، و در وقت درودن از نعمت بهره داد . قوله تعالى :
« مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ . »
« 4 - » پس « 20 » صالح را « 21 » به دعوت به ايشان « 22 » فرستاد . صالح ايشان را راه حق نمود و به كار طاعت فرمود گفت « 23 » : روى بدرگاه حق « 24 » آريد و از نعمتهاى او بهره برداريد ، و يك روز آب بدين ناقه واگذاريد « 25 » ، تا از
هامش
( 1 ) - « و راحت » ندارد
( 2 ) - گروه
( 3 ) - « در بدايت » ندارد
( 4 ) - « در بدايت » ندارد
( 5 ) - + خود
( 6 ) - + قوله تعالى
( 7 ) - + روى
( 8 ) - برمىكند
( 9 ) - + مىبرد و به يكديگرشان همىزد و
( 10 ) - « برهم مىزد چنانك » ندارد
( 11 ) - همى
( 12 ) - همى
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - كالبد
( 15 ) - + تعالى
( 16 ) - كفران
( 17 ) - كفران
( 18 ) - + و زوال
( 19 ) - بهار
( 20 ) - + آنگه
( 21 ) - عليه - السلم بديشان به دعوت
( 22 ) - « به دعوت به ايشان » ندارد
( 23 ) - مىفرمود و مىگفت
( 24 ) - ندارد
( 25 ) - باز
( 1 - ) سورهء احقاف / 25
( 2 - ) سورهء سجده / 14
( 3 - ) سورهء احقاف / 25
( 4 - ) سورهء انعام / 6