فروآورد « 1 » . ملك « 2 » را از آن سوز « 3 » گرسنگى « 4 » ببرد .
لطيفه :
فراخ سال ايّام نوازش بود ، و قحط سال ايّام نالش « 5 » . در ايّام نوازش بنده بايد كى حق را خشنود دارد ، تا اگر « 6 » در ايّام نالش « 7 » بنالد آن ناله « 8 » او را سود كند « 9 » ، « تعرف الى اللّه فى الرّخاء يعرفك فى الشدة « 10 » و البلاء « 11 » . »
لطيفه :
قحط سال مانند قيامت است . « 12 » قحط سال « 13 » درويش پيش توانگر زارى مىكند ، و توانگر بازو « 14 » خوارى مىكند . در قيامت عاصى در پيش مطيع زارى مىكند « 15 » : « قوله « 16 »
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ
« 17 »
. »
« 1 - » اى در فراخ سال بنعمت غرّه « 18 » گشته ، ذخيره بنه تا در تنگ « 19 » سال « 20 » گرسنه نمانى . اى در دنيا بر گناه خيره « 21 » گشته ، سلب توبه درپوش ، تا در قيامت برهنه نمانى .
قصه :
پس خلق در سال اول آنچ « 22 » داشتند از قوت و حبوب بخوردند . سال دوم بزر و درم از يوسف بخريدند « 23 » ، تا زر و درم هيچ نماند . در سال سيم « 24 » به پيرايه و زيور بخريدند ، تا پيرايه و زيور « 25 » هيچ نماند . در سال چهارم به چهارپا و مواشى مىخريدند ، تا چهارپا و مواشى « 26 » هيچ نماند . در سال پنجم بضياع و عقار مىخريدند ، تا از آن نيز هيچ نماند . در سال ششم بزن و فرزند مىخريدند « 27 » « 28 » ، تا كس را « 29 »
هامش
( 1 ) - كرد
( 2 ) - + تعالى صفت
( 3 ) - « را از آن سوز » ندارد
( 4 ) - + ازو
( 5 ) - + بود
( 6 ) - ندارد
( 7 ) - + چون
( 8 ) - ناليدن
( 9 ) - دارد قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم
( 10 ) - در متن : الشدائد
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - + در سال
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - بر او
( 15 ) - + مطيع بر عاصى خوارى كند قال اللّه تعالى
( 16 ) - ندارد
( 17 ) - « فبئس القرين » ندارد
( 18 ) - مغرور
( 19 ) - ندارد
( 20 ) - + قحط
( 21 ) - چيره
( 22 ) - هرچه
( 23 ) - همىخريدند
( 24 ) - سوم
( 25 ) - « پيرايه و زيور » ندارد
( 26 ) - « چهارپا و مواشى » ندارد
( 27 ) - همى
( 28 ) - + تا از آن نيز
( 29 ) - « كس را » ندارد
( 1 - ) سورهء زخرف / 37