گفت : يا يوسف در علمت بيازمودم دانايى ، در خلقت بيازمودم والايى « 1 » در گفتت « 2 » بيازمودم فصيحى ، در جسمت بيازمودم مليحى ، در صورتت بيازمودم صبيحى . بخواه تا مى چه خواهى ، كى تو امروز به نزديك « 3 » ما مكينى و امينى .
« 4 » ملك تعالى با تو همين مىگويد :
« لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ . »
« 1 - » بندهء بيچاره در نمازت بيازمودم كاهلى ، در حجت بيازمودم منبلى « 5 » ، در زكاتت بيازمودم بخيلى ، در روزهات بيازمودم ملولى ، در شرّت بيازمودم جزوعى ، در خيرت بيازمودم منوعى ، در نفست بيازمودم هلوعى ، در عيشت بيازمودم ضعيفى ، در مرگت بيازمودم اسيرى ، مگر « 6 » بكرم « 7 » بر تو رحمت كنم كى بس مستمند و مسكينى و بيچارهاى .
قصه :
پس ملك گفت : « 8 » هفت سال زيادتى كاشتن « 9 » ، و هفت سال ديگر رنج « 10 » نگاه داشتن كارى عظيم است ، كه تواند كى آن تمام كند و بعهدهء آن قيام كند .
يوسف گفت :
« اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ . »
« 2 - » گفت : اگر تو نتوانى من توانم ، خزينهها را به من سپار و كردن اين كارت به من گذار « 11 » ، كى من تواناام و بكردن اين كار داناام .
« 12 » مصطفى عليه السلم گفت « 13 » : « رحم اللّه اخى يوسف لو لم يقل اجعلنى على خزائن الارض لاستعمل من ساعته . » [ اگر يوسف در ساعت ] « 14 » ولايت خطبه نكردى ، ملك آن ولايت را در ساعت به دو دادى ، پس چون بزفان « 15 » خود بخواست ، سالى او
هامش
( 1 ) - زيبايى
( 2 ) - لفظت
( 3 ) - نزد
( 4 ) - + لطيفه
( 5 ) - از « در حجت . . . » ندارد
( 6 ) - + من كى كريمم
( 7 ) - « بكرم » ندارد
( 8 ) - + يا يوسف
( 9 ) - بكاشتن
( 10 ) - ريع
( 11 ) - بازگذار
( 12 ) - + الخبر قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم
( 13 ) - از « مصطفى . . . » ندارد
( 14 ) - متن ندارد
( 15 ) - به زبان
( 1 - ) سورهء آل عمران / 183
( 2 - ) سورهء يوسف / 55