مملكت « 1 » دهد و علم و حكمت و حلم دهد « 2 » ، تاج مملكت و ولايت بر سر نهد ، و آن طالوت است كى درويشترين شما است « 3 » . گفتند : آنكس كى « 4 » [ در ] فقر و مسكنت بود ، او كى خداوند ملك و ولايت بود . او جواب داد كى دهندهء ملك و ولايت و بخشندهء « 5 » عزّ و مملكت خداوند « 6 » كامكار است ، خواهد باهل مال و ثروت دهد ، و خواهد باهل فقر و فاقت دهد :
« وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ . »
« 1 - » گفتند :
ما او را در « 7 » حلم بيازماييم . آنكس كى شايستهء ملك « 8 » بود « 9 » ، آراستهء حلم [ و حكم ] « 10 » بود .
ابن عباس گويد : جامهاى از آن « 11 » وى پيش جولاهه بود قوم او را بفرمودند « 12 » تا آن جامه باز ندهد « 13 » مگر بمطل بسيار . طالوت هر آنگه كى آن « 14 » جامه را تقاضا « 15 » كردى ، او را مطل و مدافعت مىكردى . تا دو سال برآمد . در آن دو سال « 16 » هرگز روى ترش نكردى ، و با وى جفا نكردى . پس بعد از دو سال آن جامه بياوردند و « 17 » عذر خواستند « 18 » . طالوت گفت :
« لِكُلِّ
« 19 »
أَجَلٍ كِتابٌ . »
« 2 - » تا وعدهء حقّ نيايد « 20 » ، وعدهء تو بسر نيايد « 21 » . پس آن را به گازر دادند « 22 » ، گازر را نيز فرمودند تا دو سال ديگر او را در مطل و مدافعت بداشت « 23 » . طالوت هر بارى كى وى را بديدى گفتى : اى مرد « 24 » يا « 25 » بشوى يا بازده . و هيچ جفا نكردى . و چون قوم او را « 26 » آن
هامش
( 1 ) - ملكت به دو
( 2 ) - از « و علم و حكمت . . . » ندارد
( 3 ) - + اما بهتر و توانگرترين شما گردد . ايشان
( 4 ) - + اهل مسكنت و فقر و فاقه
( 5 ) - + ملك و ملت پادشاه
( 6 ) - « عز و مملكت خداوند » ندارد
( 7 ) - به
( 8 ) - ملكت
( 9 ) - + بايد كه
( 10 ) - در متن :
« و حكم » ندارد
( 11 ) - « از آن » ندارد
( 12 ) - بفرمود
( 13 ) - ندهند
( 14 ) - تقاضاء
( 15 ) - « را تقاضا » ندارد
( 16 ) - « در آن دو سال » ندارد
( 17 ) - + به دو داد و ازو
( 18 ) - خواست
( 19 ) - تلك
( 20 ) - درنيامدى
( 21 ) - نيامدى
( 22 ) - داد
( 23 ) - در متن : بداشتند
( 24 ) - « اى مرد » ندارد
( 25 ) - جامه
( 26 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء بقره / 248
( 2 - ) سورهء رعد / 38