المسح و ان لا يطلقه « 1 » وثاق . » آن بيست درم « 2 » ازو بستدند و قسمت كردند ، هر يكى [ را ] دو درم رسيده بود . يهودا « 3 » در جيب نهاد و گفت : « و اللّه لا آكل ثمن اخى . »
ابن عباس و عكرمه و قتاده گويند : « 4 » درم بيست « 5 » بود . ابو بكر و على « 6 » گفتند « 7 » رضى اللّه عنهما « 8 » ، كى افزون از سه بود و كم از ده بود « 9 » . ملك تعالى « 10 » مىگويد « 11 » :
« دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ . »
« 1 - » و « 12 » روايت ديگر از ابن عباس « 13 » آمده است « 14 » كى هفده درم بود ، و گفتند « 15 » چهل درهم بود ، از بهر آنك هرگه كى دون چهل « 16 » بودى بشمردندى ، و هرچ از چهل « 17 » بيشتر بودى بسختندى « 18 » ، و كمترين سنگ ايشان اوقيه « 19 » بودى .
و روايت « 20 » ديگر از عكرمه آنست « 21 » كى از آن چهار هزار و چهارصد درم « 22 » بدينارى بودى « 23 » .
لطيفه :
عجبت « 24 » مىآيد كى چنان بضاعتى « 25 » بفروختند بدان بهاى اندك « 26 » و خسيس ، تو نيز « 27 » پيوسته اين معاملت مىكنى و دين به دنيا مىفروشى « 28 » ، باقى از دست مىدهى و در طلب « 29 » فانى مىكوشى ، اى بسا كى « 30 » در عقبى ازين معاملت « 31 » بخروشى ، فردا كى سلب ملامت درپوشى .
لطيفه « 32 » :
بهاء « 33 » اندك از آن « 34 » بود كى مشترى را در خورد « 35 » نبود ، و بايع را به بها « 36 » حاجت نبود ، پس بايعان گفتند او را : گرما اين صورت را با [ اين ] جمال به بها [ يى ]
هامش
( 1 ) - + عن
( 2 ) - درهم
( 3 ) - + آن
( 4 ) - + بيست
( 5 ) - ندارد
( 6 ) - + مرتضى
( 7 ) - گويند
( 8 ) - « رضى اللّه عنهما » ندارد
( 9 ) - ندارد
( 10 ) - خداوند تعالى
( 11 ) - ندارد
( 12 ) - + گفت
( 13 ) - + آنست
( 14 ) - « آمده است » ندارد
( 15 ) - گفتهاند
( 16 ) - هرچه كمتر از چهل درم
( 17 ) - « هرچ از چهل » ندارد
( 18 ) - بسنجيدندى
( 19 ) - وقيه
( 20 ) - روايتى
( 21 ) - + كه چهار درم بود
( 22 ) - ندارد
( 23 ) - بود
( 24 ) - عجب
( 25 ) - بضاعت
( 26 ) - ندارد
( 27 ) - ندارد
( 28 ) - + و آخرت
( 29 ) - + دنيا
( 30 ) - + در زيان اين معاملات
( 31 ) - « در عقبى ازين معاملت » ندارد
( 32 ) - نكته
( 33 ) - + يوسف از آن
( 34 ) - « از آن » ندارد
( 35 ) - خور
( 36 ) - ندارد
( 1 - ) سورهء يوسف / 20