قتل مسلمانان كنند بقصاص بكشيد ايشان را « 1 » « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى . » « 1 - » ديگر گفت : كافران را مكشيد نزديك مسجد حرام « وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ . » پس اگر ايشان با شما قتل و محاربت كنند ، بكشيد ايشان را . و ديگر گفت : صيد را مكشيد چون به حج احرام گرفته باشيد ، « لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ . » « 2 - » و « 2 » چون از احرام بيرون آييد « 3 » و اگر خواهيد بكشيد « 4 » « وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا . » « 3 - » قتل كافر مؤمن « 5 » را مباح بود چون قصد حريم « 6 » حرم كردند ، ريختن خون « 7 » ايشان بر خلق « 8 » حرام گشت « 9 » .
نكته :
لطيفه :
در روزگار پيشين « 14 » كسى كى گناه كردى ، كفارت آن « 15 » بودى كى آن عضو گناهكار را از تن « 16 » جدا كردى . اگر بدست كرده بودى دست ببريدى ، و اگر به چشم كرده بودى چشم بركندى « 17 » ، و اگر به جملهء تن كرده بودى خود را بكشتى . « 18 » « فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ . » « 4 - » چون نوبت به امّت محمد « 19 » مصطفى رسيد گفت : « وَ لا تَقْتُلُوا - أَنْفُسَكُمْ . » خود را مكشيد به گناه ، « 20 » و دست را نبريد به گناه دست ، و به گناه چشم چشم را مكنيد ، كى همى از راه عذر درآييد . گوييد بد كردم ، تا من از روى حكم « 21 » گويم عفو كردم ، تا عذر تو بعفو من يار شود ، آن كرده « 22 » با ناكرده برابر شود .