موسى را مكش « 1 » كى بس نيكوصورت و نيك منظر است ،
« قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ ، لا تَقْتُلُوهُ . »
« 1 - » روبيل برادران را از قتل يوسف منع كرد و گفت : اگر چه - دلتنگيد ، يوسف را مكشيد كى آخر برادرست
« لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ . »
« 2 - »
لطيفه :
اى برادران يوسف « 2 » ، يوسف را مكشيد كى او پادشاه مصريان خواهد بودن « 3 » . اى « 4 » فرعون موسى را مكش « 5 » كى او كليم خداى جهان خواهد بودن « 6 » . اى مؤمن تن خود را مكش كى او عزيز كردهء « 7 » آفريدگار جهان خواهد بودن « 8 » . هيچ جنايت بدرگاه جبّار « 9 » و هيچ گناه بزرگوارتر از ريختن خون ناحق « 10 » نيست .
در خبر مىآيد « 11 » مصطفى صلع « 12 » گفت : « من سعى فى قتل مؤمن « 13 » مسلم جاء يوم القيمة مكتوب بين عينيه آيس من رحمة اللّه . » « 14 » گفت : هرك سعى و قصد كند در كشتن مؤمنى و مسلمانى به ناحق ، روز قيامت بيايد [ 29 الف ] و نبشته باشد بر پيشانى او ، كى نوميدست اين بنده از رحمت خداى تعالى . « 15 »
پادشاه عالم در چهار حالت از قتل چهار كس نهى كرد . گفت : مؤمن را مكشيد تا در ساحت ايمان بود « 16 »
« وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ . »
« 3 - » پس اگر كافر شود به جزاى كفرش بكشيد . ديگر گفت : فرزند « 17 » خويش را مكشيد از بيم درويشى و نايافتن « 18 » روزى « 19 »
« وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ . »
« 4 - » پس اگر ايشان
هامش
( 1 ) - مكشيد
( 2 ) - ندارد
( 3 ) - بود
( 4 ) - + قوم
( 5 ) - مكشيد
( 6 ) - بود
( 7 ) - + خداى
( 8 ) - بود
( 9 ) - + عظيمتر
( 10 ) - به ناحق
( 11 ) - + از
( 12 ) - صلى اللّه عليه و سلم
( 13 ) - امر
( 14 ) - + تعالى و الترجمة معلومه
( 15 ) - از « گفت هرك سعى و قصد كند . . . » ندارد
( 16 ) - + قوله تعالى
( 17 ) - فرزندان
( 18 ) - از نايافت
( 19 ) - + قوله تعالى
( 1 - ) سورهء قصص / 8
( 2 - ) سورهء يوسف / 10
( 3 - ) سورهء انعام / 152 و سورهء اسراء / 35
( 4 - ) سورهء اسراء / 33