ميان خلق بگستراند اولاتر كه رسد « 1 » ، و عنايت ازلى كه اقتضاى اين « 2 » آفرينشهاى ناضرورى مىكند زيادتتر و كاملتر از آنست كه اين مصلحت بدين بزرگى فروگزارد .
( 54 ) و اكنون گوئيم كه وجود « 3 » چنين شخص در اين عالم « 4 » ضروريست و او را فضيلتها است و خاصيّتها « 5 » كه ديگر اشخاص انسان را « 6 » نباشد ، و معجزات از وى صادر گردد « 7 » كه ديگران از آن « 8 » عاجز باشند ، و او خبردهنده است از احوال غيب از نزديكى صانع « 9 » واحد عالم « 10 » قادر خالق فاعل كه علم و « 11 » سرّ و علانيّت او راست . و واجب « 12 » چنانست كه اين صانع را [ طاعت دارند و بندگى كنند و بر آن جمله كه اين صاحب شرع نموده است . و از نزديك صانع ] « 13 » بواسطهء فرشتهاى [ كه او را « جبرئيل » خوانند و « روح القدس » گويند ] « 14 » خبر باز داده است كه عبادات « 15 » و ديگر احوال پيش گيرند و از آن او راد « 16 » شرعى در نگذرند « 17 » و روى به حضرت و خدمت اين « 18 » صانع آورند و چنان دانند كه اين پادشاه تقدّس « 19 » و تعالى از ضمير دل اين بنده خبر مىدارد و او بدان داناست و آگاه « 20 » . و او را در دانستن البتّه قاصر « 21 » نگردانند « 22 » از بهر آنكه اين قصور
هامش
( 1 ) اولاتر كه رسد : اولاست كه برسدT( 2 ) اين : -T( 3 ) كه وجود : - كهH( 4 ) اين عالم : - اينH( 5 ) فضيلتها است و خاصيتها : فصيلتها و خاصيتها استT( 6 ) اشخاص انسان را : اشخاص را آنT( 7 ) و معجزات از وى صادر گردد : و معجزاتيست صادر از آنT( 8 ) از آن : -H( 9 ) نزديكى صانع : نزديك صانعىT( 10 ) عالم : -H( 11 ) علم و : -H( 12 ) و واجب : واجبH( 13 ) طاعت دارند . . . نزديك صانع : -H( 14 ) كه او را . . . گويند : -H( 15 ) كه عبادات : در عباداتTH( 16 ) او راد : او درH( 17 ) در نگذرند : نگذرندT( 18 ) به حضرت و خدمت اين : خدمتT( 19 ) تقدس : تباركT( 20 ) دانا است و آگاه : آگاه و دانا استT( 21 ) البته قاصر : حاضرT( 22 ) نگردانند :
بگردانندT