مثلا بخار صورت باران و برف و تگرگ پذيرد و مادّهء نبات و حيوان كه صورت نبات و حيوان پذيرد . و بسيارى از حيوانات هستند كه چون مادّهء ايشان قبول صورت يافت و مستعدّ شد بىزمان در وجود مىآيند ، و خلق السّاعه اين است . اكنون گوئيم چون نفوس قدسى نبوى بدرجهء كمال و قدرت و قوّت و شرف تا به اين حدّ رسد كه ما ياد كرديم ، آنگاه مناسب شود در جوهريّت « 1 » و مجاورت با آن نفوس ، و شدّت اتّصال بعالم ملكوت ، ببعضى اثرها بايشان ماننده گردد ، تا آن قوّت فاعلى كه در ايشان است در اين نفوس نيز پديد آيد . و قوّت انفعالى خود در ارضيّات حاصل باشد ، بتأثير ايشان صورت از هيولى برود ، صورت ديگر حاصل آيد ، و اين آثار طبيعى كه گفتيم در اين عالم ظاهر گردد . و بوجود ايشان بسيار خير و مصالح و نظام در امور « 2 » پديد آيد و ظلم و فساد و شرور ناچيز گردد ، و اين اصلى است و قانونى مر دانستن معجزات انبياء و كرامات اولياء را .
( 49 ) و من در عهد خويش مانند اين كرامات كه منسوب باشد بنفوس اولياء و حكما ، بسيار ديدهام و مغيبات بسيار شنيدهام . و از اين باب چند چيز ديگر مكشوف شود « 3 » ، اگر در اين معنى صاحب بصيرتى تأمّل كند . و تأثير دعاهم از اين جاست و همگى اين احوال مستند است با خواست بارى تعالى و فيض « 4 » او . و نخستين اثر فيض بآسمانها رسد ، آنگاه به زمين ، امّا بىزمان بود و اين آيه بر اين دليل است :
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 5 » ، و از اين سبب است كه وقت دعا دست بر آسمانها « 6 » دارند . وجود جمله موجودات سماوى و ارضى
هامش
( 1 ) جوهريت : هجريتT( 2 ) در امور : درT( 3 ) مكشوف شود : حاصل و مكشوف گرددS( 4 ) فيض : از فيض اوS( 5 ) سورهء 36 ( يس ) آيهء 82
( 6 ) بر آسمانها دارند : بآسمانها بردارندS