بارى عزّ و جل مىگويد « 1 »
« فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ [ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ] »
« 2 » « 3 » . پس بر همه عاقلان واجب باشد « 4 » كه روى بشرايع الهى آورند « 5 » و دست در معارف حكمى « 6 » زنند و از اين حالت بترسند كه فرداى روز قيامت فرياد رسى نباشد ، و امروز ترك اين عالم طبيعت بگويند و همّت عالىتر از « 7 » آن دارند كه در تحصيل خاك و سنگ و سفال همه عمر بسر برند « 8 » الّا مگر آنكه « 9 » ضرورى به كار آيد « 10 » ، و اين روزكى چند كه اينجا موجود است « 11 » بغنيمت « 12 » شمرند . و اين جوهر علوى را كه بدين بزرگى و « 13 » شريفى به تو دادهاند او را بعلم و عمل بدرجهء فريشتگان « 14 » مقرّب مىتوانى رسانيدن « 15 » و سعادت ابدى در حضرت سرمدى حاصل مىتوانى كردن « 16 » ، [ چرا تربيت آن بضدّ آن كنى و او را بدرجهء خر و خوك و سگ رسانى ، و از براى خوردنى و پوششى و جائى كه چند روزى « 17 » بعاريت بنشينى اين بيچاره را در سعادت و هلاك ابدى افكنى ] « 18 » ؟ [ پس مرد حقيقت آنست كه مردانه و او روى به كار آن جهانى آرد ] « 19 » ، چنان كه « 20 » فرداى روز قيامت مر او را ندامتى
هامش
( 1 ) عز و جل مىگويد : تعالى مىفرمايدMT( 2 ) سورهء 11 ( هود ) آيهء 106 - 107
( 3 ) الا ما شاء . . . لما يريد : -H( 4 ) باشد : استMT( 5 ) آورند : آرندT( 6 ) معارف حكمى : معانى حكمىMT( 7 ) عالىتر از آن : از آن عالىترMT( 8 ) برند : آرندH( 9 ) مگر آنكه : آنچهMT( 10 ) به كار آيد : به كار بايدMباشدT( 11 ) موجود است : وجودستH( 12 ) بغنيمت : غنيمتT( 13 ) بزرگى و : -MT( 14 ) فريشتگان : فرشتگانMT( 15 ) مىتوانى رسانيدن : برسانىH( 16 ) مىتوانى كردن : كنىH( 17 ) چند روزى : روزىM( 18 ) چرا تربيت . . . ابدى افكنى : و او را از درجهء خر و خوك برون آرى و او را از بهر خوردنى و پوشيدنى و جائى كه در او روزى چند درو نشينى بعاريت در هلاك شقاوت ابدى نه افكنىH( 19 ) پس مرد . . . جهانى آرد : -MT( 20 ) چنان كه : چراMT