تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
يا المى ، گوئيم يا متعلّق « 1 » باشد به بدن « 2 » يا مجرّد . اگر متعلّق باشد ادراك او « 3 » قاصر بود از بهر آنكه او مشغول « 4 » بود « 5 » به چيزى كه نه از ذات او بود و آن بدن است ، و همگى خويش صرف مىكند باحوال وى « 6 » چنان كه « 7 » معشوق همّت عاشق صرف كند « 8 » در احوال خويش . پس هرگاه « 9 » كه نفس به چيزى مشغول شود كه نه از ذات او بود « 10 » « 11 » ، از چيزى « 12 » ديگر باز ماند ، و [ پيوسته كارى او را از كارى باز مىدارد ] « 13 » ، و [ از بهر آن همّت نفس بمدرك اشرف نمىرسد و بمعشوق اعلى صرف نشود ] « 14 » . پس هرگاه كه نفس بمدرك اشرف و معشوق اعلى صرف نشود و همگى خود با بدن داده باشد ، آن بدن « 15 » او را چون معشوقى است مألوف « 16 » و آن عالم در حقّ او چون معشوقى « 17 » كه مدرك بفعل نباشد « 18 » بلكه « 19 » بقوّت . و بيشتر نفوس را در اين عالم حال چنين است كه از لذّت روحانى « 20 » و
هامش
( 1 ) يا متعلق : ياH( 2 ) بدن : بدنىH( 3 ) ادراك او : از ادراكTM( 4 ) او مشغول : - اوT( 5 ) مشغول بود : مشغول باشدTM( 6 ) صرف مىكند به احوال وى : صرف او كندTM( 7 ) چنان كه : هم چنان كهTM( 8 ) كند : مىكندH( 9 ) هرگاه : -H( 10 ) كه نه از ذات او بود : به چيزى كه نه از ذات او بود :H , - TM( 11 ) چيزى كه نه از ذات او بود :H , - TM( 12 ) چيزى : چيزM( 13 ) پيوسته . . . باز مىدارد : پيوسته او را از كمال ذات خويش باز مىداردHپيوسته كارى او كارى باز مىداردM( 14 ) و از بهر آن همت . . . صرف نشود : پس هرگاه كه نفس بمدرك شرف و معشوق اعلى صرف شودHو از بهر آن همت مدرك اشرف و معشوق اعلى صرف نشودM( 15 ) آن بدن : و آن بدنSاين بدنT( 16 ) چون معشوقى است مألوف : چون معشوق مألوف استMچون مألوفستT( 17 ) معشوقى : معشوق بودM( 18 ) كه مدرك بفعل نباشد : با مدرك كه بفعل نباشدH( 19 ) بلكه : بلH( 20 ) كه از لذت روحانى : و از آن حالت روحانىH