تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
آنست كه « 1 » معرفت معاد نفس « 2 » انسانى حاصل كنند « 3 » و بدانند « 4 » كه آمدن « 5 » از كجاست و بازگشتن « 6 » بكجا « 7 » . و اين « 8 » حالت بد كه شقاوت عبارت از « 9 » آنست دوزخ روحانى است ، به حالت « 10 » نيك چون رسانند « 11 » كه عبارت از آن سعادت و بهشت جاودانيست . ( 35 ) اكنون چون حقيقت لذّت و الم بدانستى ، بدان كه اين قوّتها كه جسمانى است بعد از فساد بدن باطل شود « 12 » و قوّت عقلى « 13 » كه نفس راست با نفس بماند همچون ماندن او در معاد خويش « 14 » . پس گوئيم چون مدرك بغايت اكتناه « 15 » باشد در ادراك و مدرك سخت ملايم بود « 16 » از جهت رسيدن مدرك بكمال ، آن لذّت « 17 » قوىتر باشد ، و اگر بضدّ آن باشد « 18 » الم سخت‌تر باشد « 19 » . و ادراك عقلى « 20 » در غايت اكتناه « 21 » است و مدرك معقول در غايت ملايمت از جهت « 22 » كمال و عدم ادراكش در غايت منافات به حكم آنكه در ميان « 23 » نفس و مدرك او « 24 » حجابى پيدا آيد « 25 » كه از همه حجابها « 26 » قوىتر بود . ( 36 ) اكنون گوئيم كه چون « 27 » حال مدرك و مدرك « 28 » معلوم شد و نسبت در ميان « 29 » ايشان پيدا آمد « 30 » و تحقيق شد « 31 » كه ادراك نفس با لذّتى خواهد بود « 32 »
هامش
( 1 ) كه : تاH( 2 ) نفس : -M( 3 ) كنند : كندH( 4 ) بدانند : بداندH( 5 ) آمدن : + اوH( 6 ) بازگشتن : باز گشتTM، + اوH( 7 ) بكجا : بر كجاM( 8 ) اين : ازTM( 9 ) كه شقاوت عبارت از : كه عبارت از آن شقاوتMآنT( 10 ) به حالت : و حالتH( 11 ) چون رسانند : -H( 12 ) شود : شوندTM( 13 ) عقلى : عقلTM( 14 ) او در معاد خويش : در معادTM( 15 ) بغايت اكتناه : در غايت انتباهTM( 16 ) بود : -TM( 17 ) لذت : لذاتH( 18 ) آن باشد : اين باشدH( 19 ) باشد : -TM( 20 ) عقلى : عقلTM( 21 ) اكتناه : انتباهTM( 22 ) جهت : جملهH( 23 ) در ميان : از ميانMH( 24 ) مدرك او : مدركH( 25 ) آيد : آمدM( 26 ) همه حجابها : حجت‌هاىM( 27 ) چون : -TMH( 28 ) و مدرك : -H( 29 ) در ميان : ميانTM( 30 ) پيدا آمد : حاصل آمدTM( 31 ) شد : گشتTM( 32 ) خواهد بود : خواهد بودنM
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 433 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر