تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
پس بدين « 1 » برهان درست شد كه نفس ناطقهء انسانى كه قابل صور معقولات است « 2 » جوهرى است روحانى « 3 » و قسمت‌پذير نيست . ( 26 ) برهانى ديگر . گوئيم كه « 4 » صور « 5 » معقولات كه در نفس حاصل مىشود از مقدار و وضع و أين « 6 » و كيف « 7 » مجرّد باشد ، و تجريد « 8 » او از دو قسم بيرون نيست : يا باعتبار آن چيز است كه [ معقول از او مجرد كرده مىآيد ، يا باعتبار آن محل « 9 » كه معقول در او فرود مىآيد « 10 » . و قسم نخستين باطل است « 11 » به حكم آنكه آن چيز ] « 12 » از مقدار و وضع و أين خالى نباشد در ذات خويش ، پس « 13 » قسم دوّم بماند كه آن « 14 » باعتبار آن محلّ « 15 » است كه معقولات « 16 » در او فرود « 17 » مىآيد و آن « 18 » چيز را از لواحق خويش مجرد همىگرداند « 19 » تا ذات آن « 20 » را بحقيقت ادراك كند چنان كه اوست . و از خاصيّتهاى عقل « 21 » يكى آنست كه چيز « 22 » را چنان كه اوست ادراك كند ، و حقيقت چيزها چنان « 23 » باشد كه از لواحق مجرّد گردد « 24 » . پس بدين برهان درست شد كه قابل صورت معقولات جسم نيست و عرض در جسم نيست ، پس او « 25 » جوهريست كه او را « 26 » تعلّقى « 27 » بجسم است كه آن بدن اوست همچون « 28 »
هامش
( 1 ) بدين : به اينTM( 2 ) كه قابل صور معقولات است : -H( 3 ) جوهرى است روحانى : جوهرى روحانيستM، جوهر روحانيستT( 4 ) گوئيم كه : آنكهTM( 5 ) صور : صورتTH( 6 ) وضع و اين : اين و وضعT( 7 ) كيف : -TM( 8 ) تجريد : تجردTSM( 9 ) آن محل : محل استTM( 10 ) كه معقول در او فرود مىآيد : -TM( 11 ) قسم نخستين باطل است : قسم‌اول باطل استS( 12 ) معقول . . . آن چيز : -H( 13 ) پس : -TM( 14 ) كه آن : آنH( 15 ) آن محل : محلTM( 16 ) معقولات : معقولTM( 17 ) فرود : فروTM( 18 ) آن : اوH( 19 ) همىگرداند : مىگرداندH( 20 ) آن : اوH( 21 ) عقل : عقلىTHM( 22 ) چيز : چيزىT( 23 ) چنان : چنان كهTM( 24 ) گردد : گرداندTM( 25 ) او : آنTM( 26 ) او را : آن راM( 27 ) تعلقى : تعلقT( 28 ) همچون : چونTM
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 425 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر