( 70 ) و گويند « 1 » كه تقدّم بر چند گونه « 2 » است : تقدّم زمانى است چون تقدّم « 3 » آدم بر عيسى ، و تقدّم مكانى است چون تقدّم امام بر مأموم به نسبت با محراب « 4 » ، و تقدّم شرفى است چون « 5 » تقدّم ابو بكر بر عمر « 6 » ، و تقدّم ذاتى است « 7 » چون تقدّم حركت انگشت بر حركت انگشترى . مثلا « 8 » انگشت جنبد « 9 » آنگه « 10 » انگشترى نيز بجنبد « 11 » ، اما معا « 12 » معا در آن حالت « 13 » كه انگشت بجنبد انگشترى نيز بجنبد [ نه انگشت بزمانى جنبد و انگشترى بزمانى ديگر ] « 14 » .
( 71 ) و گويند كه حقّ تعالى و تقدّس « 15 » قديم است « 16 » بذات كه همه از اويند . و نيز گويند كه « 17 » آفتاب ديگر است و شعاع آفتاب ديگر ، چه از شعاع تا آفتاب فرق بسيار است . آفتاب بر چهارم آسمان است و شعاع بر زمين . چون « 18 » آفتاب بر آيد « 19 » لازم آيد « 20 » البتّه كه شعاع پديد آيد معا معا « 21 » هم در آن حالت « 22 » ، و هرگز آفتاب بر نيايد كه پس از آن شعاع « 23 » ساعتى ديگر « 24 » پيدا شود . اگر « 25 » چه آفتاب و شعاع بهم باشند « 26 » امّا « 27 » تقدّم آفتاب راست ، زيرا كه شعاع از او پديد مىآيد « 28 » و به دو قائم « 29 » است و به دو موجود است .
هامش
( 1 ) و گويند كه : گويندS( 2 ) گونه : نوعS( 3 ) چون تقدم : چنان كهS( 4 ) به نسبت با محراب : نسبت بمحرابS( 5 ) شرقى است چون : بشرف چنان كهS( 6 ) ابو بكر بر عمر :
انگشت بر انگشترىS( 7 ) و تقدم ذاتى است : -S( 8 ) مثلا : + چونS( 9 ) جنبد :
بجنبدS( 10 ) آنگه : -S( 11 ) نيز بجنبد : -F( 12 ) معا : معا معاS( 13 ) حالت : حالS( 14 ) نه انگشت . . . ديگر : -S( 15 ) تقدس : -S( 16 ) قديم است : + تعالى و تقدسS( 17 ) گويند كهS( 18 ) چون : اما چونS( 19 ) برآيد : طلوع كندF( 20 ) لازم آيد : -S( 21 ) معامعا :
معاS( 22 ) هم در آن حالت : -S( 23 ) شعاع : -F( 24 ) ساعتى ديگر : -S( 25 ) اگر : و اگرS( 26 ) باشند : اندS( 27 ) اما : -S( 28 ) مىآيد : آيدS( 29 ) به دو قائم : به او قائمS