اينجا « 1 » تركيب لازم آيد ، پس « 2 » سلب نقص بايد كردن « 3 » از ذات حقّ تعالى چنان كه « 4 » گويند : حقّ تعالى « 5 » جاهل « 6 » نيست و بخيل « 7 » نيست ، و يا « 8 » صفت اضافى « 9 » چنان كه خالق است و رازق است ، و اين بخلق تعلّق دارد « 10 » . و باز « 11 » گويند : حقّ تعالى قديم است ، هميشه بود و عالم اثر فيض اوست و بايد « 12 » كه هميشه بوده باشد . و حجّت آرند و گويند ؛ ما تقدير كنيم كه اگر كسى خواهد كه خانه سازد و بنا « 13 » و سنگ و آب و خاك و گل و كاركنان « 14 » حاضر « 15 » و آرزوى خانه كردن هست و وقت قرار آيد « 16 » و هيچ آلتى در نمىبايد البتّه « 17 » خانه پيدا شود ، و اگر نه ، البتّه موقوف است بر چيزى ديگر « 18 » ، يا بر وجود بنّا يا آلتى « 19 » از آلتها « 20 » . و چونكه « 21 » حقّ تعالى پيوسته بود اثر فيض او پيوسته بايد « 22 » كه باشد ، [ و اگر نه موقوف باشد بر مانعى ] « 23 » ، و خداى را نشايد « 24 » كه مانع « 25 » باشد يا موقوف بود « 26 » به زمان « 27 » و زمان نيز از جملهء عالم است ، زيرا مقدار حركت فلك است ، يا بر آلتى و آلت نيز از جملهء عالم است ، يا بر ارادتى « 28 » كه بخواست تعلّق دارد و از « 29 » خواست و نخواست تغيّرى حاصل مىآيد ، پس چون هميشه بود عالم نيز هميشه باشد .
هامش
( 1 ) اينجا : از اينجاS( 2 ) پس : بلS( 3 ) كردن : -F( 4 ) چنان كه : چنانچهS( 5 ) حق تعالى : -S( 6 ) جاهل : بخيلS( 7 ) بخيل : جاهلS( 8 ) و يا : ياS( 9 ) اضافى :
با باضافت بايد گفتنS( 10 ) بخلق تعلق دارد : تعلق بخلق داردS( 11 ) باز : نيز كهS( 12 ) و بايد : بايدS( 13 ) و بنا : بناF، + حاضر استS( 14 ) و كاركنان : -S( 15 ) حاضر : + و كاركنان حاضراندS( 16 ) آيد : آمده استS( 17 ) البته : -S( 18 ) ديگر : -S( 19 ) آلتى : بر آلتىS( 20 ) آلتها : + خانه پيدا نشودS( 21 ) چونكه : چونS( 22 ) پيوسته بايد : هميشه بايدS( 23 ) و اگر . . . مانعى : -S( 24 ) خداى را نشايد : نشايد كه خداى تعالى راS( 25 ) مانع : مانعىS( 26 ) موقوف بود : -F( 27 ) به زمان : بزمانىS( 28 ) يا بر ارادتى : با ارادتىS( 29 ) و از : زيرا كهS