( 16 ) امّا حديث اثبات لذّت « 1 » عبارتست از حاصل شدن كمال مر چيزى را « 2 » و دانستن حصول آن ، كه اگر « 3 » كمال چيز حاصل گردد و يابنده را خبر نبود ، كمال نباشد . چشم را « 4 » چون كمال چيز حاصل شود [ و آن رؤيت بصر است مر چيزهاى ملايم را دريابد و متلذّذ گردد ] « 5 » ، و سمع را لذّتيست و آن ادراك مسموع ملايمست از آواز خوش ؛ و شمّ را لذّت « 6 » ادراك ملايمست از بويهاى خوش ، و همچنين برين قياس اين همه قواها را « 7 » . و روان گويا را كمال معرفت حقّ است و دانستن « 8 » حقايق ، پس چون روان را « 9 » آن حاصل آيد كمال « 10 » اعلاى او از اشراق نور حقّ است ، و انتقاش « 11 » بكمال كبريا يابد كه لذّت وى عظيمتر باشد « 12 » ، زيرا كه ادراك وى « 13 » شريفتر است .
و شريفترين « 14 » دريابندگان نفس « 15 » انسانست و حقّ عظيمترين معلوماتست « 16 » ، پس لذّت [ انسان كاملتر و وافرتر بود ] « 17 » . و ليكن عنين را از لذّت وقاع « 18 » خبر نبود ، اگر نيز شنود كه مردان را از آن قسط تمام است ، و خوش گفته است « 19 » آن مرد پير « 20 » : « من لم يذق لم يعرف » .
( 17 ) و اين سخن اثبات لذّت و محبّت است « 21 » . در روزگار جنيد - رحمة اللّه عليه « 22 » - از اهل تصوّف نقل كردند و غلام خليل و جماعتى از متكلمان وفقها بر اخوان « 23 » تجريد تشنيع زدند و بر الحاد و كفر ايشان
هامش
( 1 ) لذت : + بدان كه لذتT( 2 ) مر چيزى را : هر چيزى راT( 3 ) كه اگر : كهS( 4 ) چشم را : و چشم راT( 5 ) و آن رؤيت . . . متلذذ گردد : و آن صورت خوب است كه دريابد و متلذذ گرددT( 6 ) لذت : -S( 7 ) اين همه قواها را : -T( 8 ) دانستن : دانشS( 9 ) روان را : او راT( 10 ) كمال : با كمالT( 11 ) انتقاش : انتعاشS( 12 ) وى عظيمتر باشد : او عظيمتر بودT( 13 ) ادراك وى : اوT( 14 ) و شريفترين : و از شريفترينT( 15 ) نفس : -T( 16 ) حق عظيمترين معلوماتست : عظيمترين معلومات حق استT( 17 ) انسان . . . بود : بايد كه كاملتر بودS( 18 ) وقاع : جماعT( 19 ) گفته است : گفتT( 20 ) پير : نيزT( 21 ) است : -T( 22 ) رحمة اللّه عليه : -T( 23 ) اخوان :
احوالT