تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
( 20 ) شيخ را گفتم چون از سماع فارغ مىشوند آب مىخورند ، معنى آن چيست ؟ گفت ايشان مىگويند كه آتش محبّت در دل اثر كرد و از حركت رقص ديگر معده تهى گشت ، اگر آب به روى نزنند بسوزد . خود ايشان ذوق گرسنگى نمىدانند ، اگر دانستندى كه بافطار مشغول نگشتندى ايشان صوفى نباشند . بسا خر سواران صوفى شكل كه در ميدان مردان عزم جولان كرده‌اند و بيك صدمه كه از مبارزان راه تحقيق بديشان رسيده است عين وجود ايشان بمانده است . هر كه رقص كرد حالت نيافت ، رقص بر حالتست نه حالت بر رقص . مجادلت نمودن درين قلب كار مردانست ، آستين بر افشاندن واقعهء صوفيانست ، نه هر كه ازرق درپوشد صوفى گشت چنان كه گفته‌اند : ازرق پوشان كه بس فراوان باشند صوفى صفتان ميان ايشان باشند كايشان همه تن باشند از جان خالى و آنان چكنى تن كه همه جان باشند