وانگه ازو « 1 » حاصل شود اوايل و نقل كند ازو بثوانى بواسطهء « 2 » وجود نفس ما . و مكمّل ايشان و بدر آورنده « 3 » از قوّت بفعل آنست كه حكما آن را « عقل فعّال » خوانند ، و شرع آن را روح القدس خواند .
نسبت او با عقول ما ( [ مانند نسبت ] آفتابست با ديدههاى ما ) « 4 » . و آن آن روحيست كه بحقّ اضافت كردند در آياتى كه آن را آورديم ما از قبل آن كه گفت :
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
« 5 » ، و آن واسطهء وجود عالم عنصر است و كدخداى عنصريات است بامر حقّ تعالى ، و اوست كه نفوس ما را متنقّش گرداند بفضائل ، چون به دو متّصل گرديم چنان كه در قرآن آمده است :
« اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ »
« 6 » .
و قلم حقّ تعالى از چوب و نى نيست بلكه ذات عقل است ، كه آن عقل بفعل است . نسبت نفوس ما با ايشان چون نسبت لوح است با قلم ، پس نفوس ما الواح مجرّداند و او قلميست كه نفوس ما را منقوش گرداند بعلوم حقيقى و معارف ربّانى . آيتى ديگر گفت
« كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
« 7 » . و آنچه گواهى مىدهد بدان كه تعليم از قدس است و آنچه گفت در حقّ پيغمبر عليه السلام :
« عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى »
« 8 » اشارت مىكند بعقل فعّال كه او را حقّ تعالى مدد مىدهد به قوّهء غير متناهى « 9 » . و آيتى ديگر گفت
هامش
( 1 ) ازو : دروI( 2 ) بواسطه : پس واسطهI )بواسطةA (( 3 ) بدر آورنده : بدر آوردهI( 4 ) مانند نسبت آفتابست با ديدههاى ما : آفتابست با درهاى ماI )كنسبة الشمس الى أبصارناA (( 5 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29
( 6 ) سورهء 96 ( العلق ) آيهء 3 - 4 ، در اصل : اقرأ باسم ربك الاكرم الذى علم بالقلم
( 7 ) سورهء 58 ( المجادلة ) آيهء 23
( 8 ) سورهء 53 ( النجم ) آيهء 5
( 9 ) غير متناهى : غير نامتناهىI )الغير المتناهيةA (