تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
و راى آن چيزهاى نامتناهى ، بر امكان نماند كه موجود نشود هيولى را آفريد ، و او را قوّهء قبول لا يتناهى داد ، چنان كه قابل را قوت فعل لايتناهى داد . و ناچار بود تجدّد فيض را از تجدّد چيزى ، اشخاص فلكى آفريد كه مىگردند از بهر اغراض علوى كه تابع حركات ايشان مىافتد استعداد نامتناهى را كه منضمّ شود با فاعلى غير متناهى ، قوت اثر و قابلى كه انفعال او غير متناهيست و [ در فرو آمدن خير و بركات ] « 1 » بر سبيل دوام ازلا ابدا گشوده و دائمست ، و به قدر استعداد قوابل فيض بر ايشان حاصل مىشود زيرا كه واهب متغيّر نمىشود . و چون شريف‌ترين حادثى كه به هيولى تعلّق دارد نفس ناطقه است ، و ممكن نيست كه همه بيك دفعه حاصل آيد بىابدان زيرا كه نفوس نامتناهيست ، و جهات اقتضاى [ علل متناهيست از بهر « 2 » ] آنكه برهان گفتيم كه سلسلهء علل متناهيست و نه با ابدان زيرا كه اجسام متناهىاند ، پس لايق هر دورى و هر استعداد ذاتى متعاقب نامتناهى نفوس ناطقه حاصل مىشوند ، گروهى بعد از گروهى تا ازل با ابد تمام شود . و نعمت حقّ تعالى ابتر و منقطع نگردد ، چنان كه در تنزيل آمد :
« وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً »
« 3 » ، و آيتى ديگر كه
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
« 4 » دلالت مىكند بر سلب نهايت آن نفوس از بهر دوام فيض الهى . و آيتى ديگر از قرآن دلالت مىكند
هامش
( 1 ) در فرو آمدن خير و بركات : در خير فرو آمدن بركاتI )فينفتح باب نزول البركات و رشح الخير الدائمA (( 2 ) علل متناهيست از بهر : علل و متناهيست از بهرI )جهات اقتضاء العلل متناهيةA (( 3 ) سورهء 17 ( الإسراء ) آيهء 21 ( 4 ) سورهء 14 ( ابراهيم ) آيهء 37