تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
( 49 ) و قومى گفتند كه چيزى را سبب حاجت افتد بوقت ايجاد ، و چون موجود شد مستغنى شد بوجودش از فاعل تا بحدّى كه بعد از آن عدم فاعل او را زيان ندارد چنان كه بنا بعد از بنّا بماند و عدم بنّا بر بنا زيان ندارد . و حكما اين را منع مىكنند و مىگويند كه چيزى كه بذات خويش ممكن باشد واجب الوجود نشود بذات خويش كه اگر از مرجّح مستغنى شود واجب الوجود شود [ بذات خويش ] ، و اين « 1 » محال است ، بلكه مادام كه موجود است بمرجّحش حاجت است . لكن شايد كه چيزى را علّت ثباتش بجز از علّت وجودش باشد ، چنان كه صنم كه علّت وجودش فاعل اوست و علّت ثباتش خشكيست كه در چوب است . و باشد كه علّت حدوثش بعينه علّت ثباتش باشد چنان كه آفتاب و شعاعش . و علّت وجود و ثبات جملهء ممكنات منتهى مىشود بواجب الوجود ، و دوامشان بدوام اوست . ( 50 ) و چيزى بفاعل منسوب شود از بهر آنكه عدم او برو سابق باشد زيرا كه عدم ممكن كه برو سابقست بفعل فاعل نيست ، و چون فاعل حاصل شود فعل در وجود نيايد ، او متوقّف باشد بر شرطى كه آن هنوز حاصل نيامده است ، و آن شريك باشد بارى را « 2 » سبحانه و تعالى و تقدّس عمّا يقول الجاهلون . و خداى را در صنع و ابداع « 3 » شريك نيست ، و هر كه او را شريك گويد كافر شود . و در تنزيل قرآن آمده است كه
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
« 4 » ، يعنى هيچ چيزى را بجز او مدخل نيست در وجود چيزها كه به دو دائم باشد ، و اگر نه چنين باشد قيّوم در اوقاتى معدود باشد . و آيتى ديگر
هامش
( 1 ) شود بذات خويش و اين : - بذات خويشI )فلو استغنى عن المرجح صار واجب الوجود بذاته فهو محالA (( 2 ) بارى را : بارىI( 3 ) صنع و ابداع : صنع ابداعI( 4 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 256