سبيل مساهلت است چون نسبت آهن با شمشير و مس با كوزه ، و گاهى هيولى را باسم مادّه خوانند . عنصريّات در هيولى هنبازند يعنى صورتى را فرو مىافكنند و صورتى ديگر بر مىگيرند . و ليكن هيولاى افلاك مشترك نيست يعنى صورتهاى آنها پايدار است نه تباه مىشود و نه دگرگون مىگردد . و از اين امّهات چهارگانه مواليد سهگانه : معدنيّات و نباتات و جانوران پديد آيد ] « 1 » « 2 » و هر گه كه مزاج ميان ايشان معتدلتر باشد نوعى شريفتر قبول كند .
لوح دوم در نفس و اشارتى سبك بقواى نفس
قاعده
( 23 ) بدان كه حسّ « 3 » چون بصر درك « 4 » نكند الّا با علاقهء وضعى تا اگر از مقابله زائل شود [ ابصار هم زائل شود و ] « 5 » خيال مجرّد گرداند صورت را از علاقه زيرا كه صورت درو حاصل شود با غيبت از محسوس ، و ليكن بر تجريد مطلق قادر نشود از عوارض غريب از كيف و وضع .
و عقل مجرّد گرداند و چيزى محسوس را معقول گرداند بىجملهء عوارض و از جانور صورى بيند مطابق جملهء جانوران از كوچك و بزرگ از آن روى كه جانور است ، و مورچه و فيل در معنى جانورى هنباز شوند آنگه كه گوئيم كه اگر اين صورت مطلق در جرم بودى لازم آمدى او را وضعى خاصّ و مقدارى خاصّ . و مطابق نشدى ماهيّات « 6 » مختلف را ،
هامش
( 1 ) از آغاز علامت در صفحه 124 س 2 [ تا پايان آن در صفحهء 125 س 6 ، از متن فارسى ساقط شده و اين قسمت از متن عربى با رعايت سبك ترجمه و افزوده شده است
( 2 ) پديد آيد ] :
پايان قسمتى كه از متن فارسى ساقط شده و از عربى ترجمه شده است
( 3 ) حس : -I )اعلم أن الحس كالبصرA (( 4 ) درك : درنگI( 5 ) ابصارهم زائل شود و : -I )اذا زال الشيء عن القابلة زال الابصارA (( 6 ) ماهيات : و ماهياتI