تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
حركتى كند بر وسط چنان كه محدّد و افلاك ديگر ، و به آنچه حركت كند از وسط و او را لازم آيد [ حرارتى ، و ( به آنچه ] « 1 » [ حركت كند بوسط و ] « 2 » لازم آيد او را برودتى ) « 3 » . ( 17 ) و هر چه حركت كند باستقامت ، او قابل « 4 » خرق باشد زيرا كه ناچار بايد كه منفصل شود از همگى نوع او . و هر چه قابل خرقست ، يا آن باشد كه قابل اتّصال و انفصال و تشكّل و تركش با آسانى و يا بدشوارى ، و اوّل تر باشد و دوّم خشك . و چون اجسامى كه پيش ماست از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست بيرون نيست ، چون اين چهار كيفيّت را تركيب كنند چهار قسم پديد آيد : گرم و خشك كه قصد بالاى همهء عناصر كند ، و آن سبك مطلقست ، و گرم و تر و آن سبك است به نسبت ، و سرد و خشك است كه قصد غايت زير كند و آن زمين است ، و بارد و رطبست ، و آن آب است و مقرّ او بالاى زمين است و زير هوا است . و آب ثقيل است به نسبت با هوا . و اگر نه زمين سنگين تر بودى از آب ، خاك به زير آب ننشستى . و افلاك چون قابل تفصيل نيستند اصلا و نه به آسانى و نه بدشخوارى ، نه تر است نه خشك ، [ و چون حركت نمىكند بر استقامت ] « 5 » نه از وسط [ و نه بسوى وسط ] « 6 » نه گرم است و نه سرد . و سبك نيستند زيرا سبكى قوّتيست كه جسم را از زير به بالا جنباند ، و ثقيل نيستند زيرا كه ثقل
هامش
( 1 ) حرارتى و به آنچه : پس از آن كه حركت تام از پيش و پس با آتشI( 2 ) حركت كند بوسط و : بوسطI( 3 ) به آنچه حركت كند . . . لازم آيد او را برودتى : و الى ما متحرك عن الوسط و يلزمه حرارة و الى ما متحرك الى الوسط و يلزمه برودةA( 4 ) او قابل : از قابلI( 5 ) چون حركت نمىكنى بر استقامت . : -I )از متن عربى ترجمه شده است : و لما لم يتحرك على الاستقامةA (( 6 ) و نه بسوى وسط : -I )از متن عربى ترجمه شده است : لا عن الوسطA (
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 120 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر