تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
از تاريكى تن و هيكل خلاص يابند و در فضا و سناى جبروت جولان كنند ، و بر شرفات ملكوت اشراق نور حقّ بريشان آيد ، چيزها بينند كه هيچ نسبت ندارد با ديدن چشم چون از تاريكى چشم بر كشند و بنور آفتاب روشن شود . و هر كه لذّت روحانى انكار كند حال بعنّين ماند كه لذّت وقاع انكار كند . و ترجيح جان بهايم كرده باشد بر حال فرشتگان و پاكان .

هيكل هفتم

( 37 ) بدان كه نفس ناطقه از جوهر ملكوتست و او را قوّتهاى تن و مشاغل از عالم خود باز داشته است . و هر گه كه نفس قوى گردد بفضائل روحانى ، و سلطان قواى بدنى ضعيف شود بسبب كم خوردن و كم خفتن ، باشد كه نفس خلاص يابد و بعالم قدس پيوندد و از ارواح قدس معرفتها حاصل كند . و نيز باشد كه بنفوس افلاك پيوندد ، كه ايشان عالم‌اند بلوازم حركات خود . و ازيشان در خواب و بيدارى هم چون آينه‌اى كه در مقابل چيزى آيد كه بر وى نقشها بود ، آن نقش در آينه حاصل شود . و باشد كه نفس مشاهدت امر عقلى كند ، و محاكات آن متخيّله بكند و منعكس شود بعالم حسّ ، هم چنان كه از حسّ منعكس مىشود بمعدن تخيّل ، و به اعتبار آن محاكات مشاهدت صورت عجيب كند كه با وى سخن مىگويد . و يا كلمتها شنود منظوم و لكن شخص نبيند . و يا باشد كه صورت غيب بيند و آن صورت كه بيند چنان نمايد كه بر بالا مىرود و به زير مىآيد ، و بر مفارق اوصاف جسم محال باشد از صعود و هبوط ،