تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
جملهء عالمست ، و لازم آمد ازدواج قسمتها . جوهر به دو قسم شد : يكى جسم و يكى [ غير جسم ] « 1 » اعنى مجرّد كه « 2 » قاهرست مر جسم را و معشوق ويست ، و يكى از دو طرف شريف . و جوهر مجرّد « 3 » فارق نيز به دو قسم آمد : يكى عالى و قاهر و ديگرى نازل برتبت و منفعل و مقهور . و اجسام نيز به دو قسم آمد : يكى اثيرى و يكى عنصرى . و در تأثير تفاوت آمد هم چو قابل سعادت و قابل قهر و هم چون نيّر روز كه مثال عقل است از آن مفارق در عالم اجسام ، و هم چون راست و چپ ، شرق و غرب ، نر و ماده از جانوران . و يا از بهر كمال و نظام ازدواج لازم آيد هر ناقصى را با كاملى تا اقتدا بود بر نسبت اوّل . و وحى الهى بدين ناطق است :
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
« 4 » ، ( 33 ) و چون آفتاب اشرف موجودات آمد ، پس در اجسام شريفتر از وى نيست كه وى پاك از عوارض جسمانيست و رتبت ملكى دارد در اجسام . و بدين اعتبار او را قهر و غلبه باشد بشدّت نور و رياست آسمان او را شب و روز كه سبب معاش جانورانست . فاعل روزست « 5 » ، كمال قوّتها او راست ، صاحب عجايبست ، نصيب بزرگتر او راست از هيبت الهى ، جمله اجسام را نور بخشد و از هيچ جسم نور نستاند ، و او مثال اعلى است در زمين . و از پس برتبت اصحاب و بندگان « 6 » بسيادت معروفند و معظّمند سيّما سيّد بزرگ صاحب سعادت ، و خير كنانست و بركات و ناموس از ويست . سبحان از خداى كه چنين تقدير كند و چنين تصوير و چنين ترتيب .
هامش
( 1 ) غير جسم : -F , )غير الجسمA (( 2 ) مجرد كه : ( 3 ) مجردF( 4 ) سورهء 51 ( الذاريات ) آيهء 50 ( 5 ) فاعل روزست : مفعول اوستF )فاعل النهارA (( 6 ) بندگان : بندگىI
مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 104 | نجفقلى حبيبى / يحيى السهروردي ( شيخ اشراق ) / هانرى كربن / سيد حسين نصر