تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ديگر نيست . و نمىداند كه اگر بجز ازين كه هست واقع بودى شرهاى بسيار لازم شدى . و نظام عالم اختلال « 1 » پذيرفتى بر وجهى كه هست ، نسبت نداشتى با اين ، اختلال متوهّم او . و نظامى كه بالاى وى هيچ نظام نبود نظام واقع است . امّا عالمى كه عاهات و بليّات به دو راه نيابد عالمى ديگرست كه بازگشت جانهاى پاك و حرم ايشانست . و عاليان پاك مستغنىاند از دريدن پرده‌ها « 2 » و ربودن شيرخواره از دامن مادر مهربان و يتيم گردانيدن اطفال بىگناه بميرانيدن پدران و رنجانيدن جانوران و نصب كردن علم كافران و مرفّه داشتن جاهلان و معذّب داشتن عالمان ، زيرا كه مشاهدت حال و استشراق انوار ايشان را مشغول كرده است از همه چيزها . و وقايع اين عالم حركات ايشانست لزوم ضرورى كه اگر تقدير عدد ايشان كنند بوضعى كه سود دارد اهل [ زيرا را ، عالم ] « 3 » ديگر را زيان رسد . فكيف كه حركات ايشان از بهر عالم زيرين باشد بلكه از بهر پرتو نور قيّومى و اشعهء الهى كه چندان هست . و سلطان قهّار بر ذوات ايشان آمده است كه ممكن نبود كه نظر كنند با ذوات خود تا به ديگرى چه رسد . و اين ذوات پاك عالمند بهر جلىّ و خفىّ ، پس هيچ چيز ازيشان و علم بارى « 4 » ايشان خالى نبود . ( 31 ) و دليل بر ثبات اجرام سماوى و آنچه ايشان مركّب نيستند از عناصر و فساد بديشان راه نيابد آنست كه گفته آمد از [ وجوب ] « 5 » دوام حركات ايشان ، كه اگر مركّب بودندى متحلّل شدندى ، حركات نماندى ، پس ايشان به هيچ گونه عنصرى نيستند . و چون جرم « 6 » گرم و سبك
هامش
( 1 ) اختلال : اختلافF( 2 ) پرده‌ها : پردهاF( 3 ) زير را عالم : زير را و عالمI( 4 ) بارى : آثارىF - )باريهاA (( 5 ) از وجوب : كه ازF( 6 ) جرم گرم : جرم و گرمF