تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات شيخ اشراق — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مشغول دارد « 1 » بمحسوسات . و چون يكى ازين دو فترت پذيرد ، هم چنان كه حواسّ در خواب ، و هم چنان كه [ در بعضى امراض ] « 2 » اعضاء رئيسه ، چون نفس منجذب شود بجانب مرضى كه قوّتها منازع با يكديگرند « 3 » ، چون نفس بقوّتى « 4 » منجذب شود از ديگرى باز ماند ، چون بشهوت ميل كند از غضب باز ماند ، و همچنين به عكس اين « 5 » ؛ و چون « 6 » بحواسّ ظاهر منجذب شود از حواسّ باطن باز ماند و به عكس اين « 7 » ؛ و فى الجمله غرض آنست كه درين دو حالت ، اعنى وقت « 8 » انجذاب نفس ببعضى امراض اعضاى رئيسه و معاونت طبيعت « 9 » يا ركود « 10 » ، حواسّ « 11 » متخيّله سلطنت يابد و نقشهاى مختلف را « 12 » در حسّ مشترك بنگارد « 13 » ، و محروران و مصروعان صورتها مىبينند « 14 » ، كه اگر چشم بر هم نهند هم چنان بينند . پس از سببى « 15 » باطنى « 16 » است ، و جنّ « 17 » و غول هم ازين صورتهاست « 18 » كه در حسّ مشترك حاصل شود از متخيّله . ( 92 ) و متخيّله دائم در انتقال باشد از صورتى به صورتى و ثبات ندارد . و اگر نه چنين بودى ، ما فكرت « 19 » نتوانستمانى كردن ؛ و هيأت مزاجى را و ادراكات نفسى را محاكات كند ؛ و كسى را كه خون مستولى باشد « 20 » بچيزهاى « 21 » سرخ محاكات كند ؛ و اگر بلغم مستولى باشد ببرف « 22 » و باران « 23 » .
هامش
( 1 ) مشغول دارد : -F( 2 ) در بعضى امراض : بعضى مرضH( 3 ) با يكديگر : - باSH( 4 ) بقوتى : بقوىSH( 5 ) به عكس اين : -H، به عكسS( 6 ) و چون : و همچنين چونH( 7 ) اين : آنSH( 8 ) وقت : در وقتSH( 9 ) طبيعت : طبيبS( 10 ) يا ركود : باز گرددSH( 11 ) حواس : حواس وSH( 12 ) مختلف را : مختلفSH( 13 ) بنگارد : نگاردS( 14 ) مىبينند : ببينندSH( 15 ) از سببى : آن سببSH( 16 ) باطنى : باطنHF , - S( 17 ) جن : حقS( 18 ) صورتهاست : صورستHصورتستS( 19 ) فكرت : فكرSH( 20 ) باشد : بودSH( 21 ) بچيزهاى : چيزهاىSH( 22 ) ببرف : ببرقH( 23 ) باران : + و غير آنSH