تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
تا ترا خلعتى دهم درخور * تا شود فقر و فاقه‌ات كمتر مرد ابله برفت « 1 » و روز « 2 » گزيد * و آنچه مقصود شاه بود نديد بامدادى بر شه آمد زود * كه از آن بهترينش « 3 » روز نبود شاه چون ديد مرد را دلشاد * صد در از رنج و غم برو بگشاد گفت در حال گردنش بزنيد * بسته وى را ز پيش من بكشيد « 4 » مرد دژخيم مرو را بكشيد * برد و اندر زمان سرش ببريد مىندانست روز نيك از بد * بود تقليد امام او نه خرد

صفة مقادير البروج و الكواكب السيارة

غافلند اين منجمان از كار * نيست در كارشان دل بيدار « 5 » همه را زرق و حيلت است آلت * نيست از علم و حلمشان عدّت شمس كز كرّه هست « 6 » در مقدار * ز صد و بيست و چار « 7 » بار شمار خانه او را اسد نهادستند * دور دور از خرد فتادستند زهره كز ربع كرّه بيگانه‌ست * ثور و ميزان ورا چرا خانه‌ست نيست تير از كره يكى اجزا * با دو خانه است سنبله و جوزا « 8 » نيست در كارشان بسى تمييز * خيز و بر « 9 » ريش آن منجم « 10 » تيز مىنويسند خيره « 11 » بر تقويم * نيك و بد بر عموم اينت حكيم بس تبجح كنند بر دانش * هيج دانش نداده يزدانش نيست فرقى ميان مردم دهر * همه يكسان بود طوالع شهر همه بادست حكم باد انگار * تو ز احكام خيره دست بدار نيست جز هرزه مندل و تنجيم « 12 » * زن بود سغبهء چنين تعليم « 13 »
هامش
( 1 ) - چ : آنگه برفت ( 2 ) - پ : زود ( 3 ) - ط : كه از آن روز بهيش ، ذ : كه از آن بدتريش ( 4 ) - ل : ببريد ، ت : او را به پيش من بكشيد ( 5 ) - خ : دلى بيدار ( 6 ) - م : گر كره است ( 7 ) - ت : شصت و چار ، خ : نهصد و بيست و چار ( 8 ) - ط : و جوزا ، م : جوزا ( 9 ) - خيز بر ( 10 ) - كم : اين منجم ( 11 ) - ل : خير ( 12 ) - ل : مندل تبجيل ( 13 ) - ل : شعبهء چنين تعليل ، خ : شيفتهء چنين تعليم