راس را خانهء شرف جوزاست * سرطان آنكه مشترى را جاست
شرف تير خوشه آمد و پس * مر زحل را شرف ترازو بس
مر ذنب را شرف كمان آمد * ملك بهرام جدى از آن آمد
شرف زهره برج ماهى دان * بعد از جملگى تباهى دان
مىندانند كه اين « 1 » همه وضع است * اختراع حكيم بىبضع است
چون ولادت سبك پديد « 2 » آمد * بستگى را يكى كليد « 3 » آمد
دومين خانه بيت مال نهند * اصل اين حكم بر محال نهند
سومين بيت اخوه و اخوات « 4 » * ايمن از حادثات و از نكبات
چارمين خانه خانهء پدرست * كه ورا خير و عافيت ثمرست
خانهء پنجم « 5 » آن فرزندست * و آن اولاد و خويش « 6 » و پيوندست
ششمين بيت بيت « 7 » بيماريست * كه از آن خانه جاى غمخواريست « 8 »
هفتمين خانه جاى جفت و عيال * كه از آن به شود همه احوال
هشتمين هست « 9 » خانهء نكبات * كه از آن مرد را رسد آفات
نهمين جاى ملت و دين « 10 » است * سفر و راه و كيش و آيين « 11 » است
دهم از مادران نهند شمار * خانهء پادشاه و حرفت و كار
خانهء دولتست يازدهم * اينت ترتيبها همه مبهم
از ده و دو نشان كه دادستند * خانهء دشمنان نهادستند
زين ده و دو نظر به پنج كنند « 12 » * خود درين پنج جا سپنج كنند « 12 »
فى تسوية البيوت
اختراعى چنين هرآنكه نهاد * راه در داد و ليك در نگشاد
هامش
( 1 ) - ل : مىندانيد كاين
( 2 ) - كم : ولادت ترا پديد
( 3 ) - خ : همه كليد
( 4 ) - ل : اخوت اخوات
( 5 ) - ط : پنجم : م : چارم
( 6 ) - ل : احوال خويش
( 7 ) - كم : خانه بيت ، ل : بيت جاى ، خ : خانه جاى
( 8 ) - ط : كه ازو گه نشاط و گه زاريست ، ر : كه از آن خانه بهره غمخواريست
( 9 ) - ط : خانه
( 10 ) - ذ : دولت و دين
( 11 ) - م : كيش آيين
( 12 ) - كم : كنند ، م : كند