تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
خلق را جمله كرد سرگردان * و آنچه كرد از عمل تبه كرد آن شخصى گاهى كه در شمار آيد * مادرش اوّلين « 1 » به كار آيد بعد از آن خانهء نحوس و سعود * كه درآمد « 2 » وى از عدم بوجود خواهران و برادران پس از آن * پس پدر تا بداريش « 3 » چون جان خانهء رنجها و بيمارى * نكبات و بلاى و دشخوارى « 4 » بعد از آن خانهء مناكح و جفت * بدر آيد بدان زمان « 5 » ز نهفت « 6 » چون بجست از نهيب بند و كمند « 7 » * پس ورا نه تو « 8 » خانهء فرزند خانهء دوست و خانهء دشمن * بعد از اين خانها « 9 » تو پى بفكن ورنه بيهوده زين نمط كم گوى * ژاژ كم خاى و پر بهانه مجوى

التمثيل فى احوال المنجم الجاهل عند الملك العالم

بود وقتى منجمى كانا * همچو اهل زمانه نابينا پادشاهى ورا به خدمت خواند * گاه‌وبيگاه پيش خود بنشاند پادشا مرورا سؤالى كرد * مشكلش از ره « 10 » محالى كرد پادشا زيرك و جهان‌بين « 11 » بود * ظاهر و باطنش پر از دين بود گفت روزى براى خود بگزين * رو بتقويم حال خويش ببين آن زمان كت همه كمال بود * كوكب نحس در و بال « 12 » بود طالعت را همه شرف باشد * حال تو بر تو منكشف باشد هيج نكبت نباشدت پيدا * خيز و دل « 13 » شادمانه پيش « 14 » من آ
هامش
( 1 ) - م : مادر اولين ، كم : مادرش اولين ، چ : اولين مادرش ( 2 ) - كم : چو درآمد ( 3 ) - چ : تا بداريش ، م : با برادرش ( 4 ) - ل : بلا و دشخوارى ( 5 ) - كم : در آن زمان ( 6 ) - ذ : بنهفت ، چ : ز نهفت ( 7 ) - ل : بند و گزند ، از بلا و بند كمند ( 8 ) - ل : خوانده ( 9 ) - چ : حالها ( 10 ) - كم : مشكلش را ره ( 11 ) - كم : ط : نهان‌بين ( 12 ) - ط : كوكبت خالى از و بال ، چ : كوكب تو نه در و بال ( 13 ) - كم : خيز و دل ، م : خيز دل ( 14 ) - ذ : شادمانه نزد ، كم : شادمان به پيش