تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧

در طبيبان نادان گويد

اين نموديم « 1 » حدّ اين پنجاه * كرد بايد كنون سخن كوتاه حكما جمله حدّ اين امراض * اين نهادند بر سواد و بياض « 2 » از اطباء عام اين ايّام * گر بپرسى از اين همه يك نام به خدا ار شناسد و داند * ور هزاران كتاب برخواند همه از جهل پرشروشورند * همه كناس و اكمه « 3 » و كورند صد هزاران مريض را هر سال * بكشند از نباهى « 4 » افعال همه هستند يار عزرائيل * قاتل ايشان و خلق جمله قتيل واى آن‌كس كه هست حاجتمند * به چنين قوم كور بىدروبند اى خداوند از اين چنين حكما * خلق را كن بفضل خويش رها « 5 » كه جهان شد ز فعلشان ويران « 6 » * خلق را زين بدان بجان برهان

در صفت منجم حاذق و منافق و تمثيل اصحاب دعوى به غير معنى

فى بطلان احكام النجوم و صفة هيئة الفلك و واضع هذا العلم ، قال النبى عليه السلام : النجوم حق و احكامها باطل ، و قال عليه السلام : من آمن بالنجوم فقد كفر ، و قال عليه السلام : تعلموا من النجوم ما تعرفون به ساعات الليل و النهار ، و قال امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام : تعلموا بالنجوم فانه علم من علوم النبوة و قال اللّه تعالى :
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ ،
و
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ
باز اين‌ها كه مرد احكامند * همه در فال و زجر خودكامند نفس از گردش نجوم زنند * سال و مه فال سعد و شوم زنند همه جاسوس نجم افلاكند « 7 » * همه با ميل و تختهء خاكند « 8 »
هامش
( 1 ) - ط : اين شنيديم ( 2 ) - خ : بر سواد بياض ( 3 ) - ل : كناس اكمه ( 4 ) - م : كفايت ، س : كياست ( 5 ) - ل : خويش نگاه ( 6 ) - ل : بيران ( 7 ) - كم : نجم و افلاكند ، م : نجم افلاكند ( 8 ) - ط : تخته و خاكند ، م : تختهء خاكند ، ل : تختهء كاكند