در طبيبان نادان گويد
اين نموديم « 1 » حدّ اين پنجاه * كرد بايد كنون سخن كوتاه
حكما جمله حدّ اين امراض * اين نهادند بر سواد و بياض « 2 »
از اطباء عام اين ايّام * گر بپرسى از اين همه يك نام
به خدا ار شناسد و داند * ور هزاران كتاب برخواند
همه از جهل پرشروشورند * همه كناس و اكمه « 3 » و كورند
صد هزاران مريض را هر سال * بكشند از نباهى « 4 » افعال
همه هستند يار عزرائيل * قاتل ايشان و خلق جمله قتيل
واى آنكس كه هست حاجتمند * به چنين قوم كور بىدروبند
اى خداوند از اين چنين حكما * خلق را كن بفضل خويش رها « 5 »
كه جهان شد ز فعلشان ويران « 6 » * خلق را زين بدان بجان برهان
در صفت منجم حاذق و منافق و تمثيل اصحاب دعوى به غير معنى
فى بطلان احكام النجوم و صفة هيئة الفلك و واضع هذا العلم ، قال النبى عليه السلام : النجوم حق و احكامها باطل ، و قال عليه السلام : من آمن بالنجوم فقد كفر ، و قال عليه السلام : تعلموا من النجوم ما تعرفون به ساعات الليل و النهار ، و قال امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام : تعلموا بالنجوم فانه علم من علوم النبوة و قال اللّه تعالى :
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ ،
و
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ
باز اينها كه مرد احكامند * همه در فال و زجر خودكامند
نفس از گردش نجوم زنند * سال و مه فال سعد و شوم زنند
همه جاسوس نجم افلاكند « 7 » * همه با ميل و تختهء خاكند « 8 »
هامش
( 1 ) - ط : اين شنيديم
( 2 ) - خ : بر سواد بياض
( 3 ) - ل : كناس اكمه
( 4 ) - م : كفايت ، س : كياست
( 5 ) - ل : خويش نگاه
( 6 ) - ل : بيران
( 7 ) - كم : نجم و افلاكند ، م : نجم افلاكند
( 8 ) - ط : تخته و خاكند ، م : تختهء خاكند ، ل : تختهء كاكند