تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
در افاعيل و در مفاع و فعول * گفته دايم بجاى فضل فضول كرده انجام بيت را آغاز * هزج از منسرح نداند باز يك قصيده دويست جا خوانده * پيش هر سفله ريش را لانده « 1 » شده قانع به يك‌دو دسته تره * فرق ناكرده ناسره ز سره يك دو فصل ركيك كرده زبر * كرده از كديه شهر زير و زبر بر خباز و كلبهء هرّاس « 2 » * پيش قصاب و مطبخ روّاس « 3 » بر اسكاف و درزى و خفّاف * زده در شاعرى هزاران لاف همگان « 4 » مدح ناسزا گفته * خزف « 5 » و در به يك نمط « 6 » سفته در و خرمهره جمع « 7 » كرده بهم * بىخبر در سخن ز بيش و ز كم خلق از افعالشان شده رنجور * سال و مه همچو ابلهان مغرور نه هرآن‌كس « 8 » كه يك دو بيت بخواند * ژاژ خائيد و دم و ريش بلاند « 9 » باشد آن‌كس سخنور و شاعر * بر معانى شده بود « 10 » ماهر كير خر خلق را « 11 » مناره بود * فرش دهليز همچو شاره « 12 » بود هست يكسان چو پشت آينه روى * همچو كير خر است و دستنبوى « 13 » خلق از ايشان هميشه در رنجند * همچو سيم سياه ده‌پنجند بگذر از ذكر جاهلان كردن * هستشان درخور قفا كردن « 14 » بىزبانان پرزبانانند « 15 » * همه كورند و ديده‌بانانند شاه اگر كارها گزيده كند * نسلشان از جهان « 16 » بريده كند
هامش
( 1 ) - ت : ريش خود لانده ، ض : ريش والانده ( 2 ) - خ : كله‌پز و هراس ( 3 ) - س : مطبخ و رواس ( 4 ) - خ : همه را ( 5 ) - س : خزف ، م : خرز ( 6 ) - پ : به يك نمط ، م : به يكديگر ( 7 ) - پ : جفت ( 8 ) - پ : نه هرآن‌كس ، ض : بر هرآن‌كس ، ل : كه هرآن‌كس ( 9 ) - پ : دنب و ريش افشانند ، م : دم ريش بلاند ( 10 ) - س : بود شده ( 11 ) - س : پس ورا ، ت : مهترين ( 12 ) - پ : همچو شاره ، س : چون سياره ، چ : چون به ساره ( 13 ) - س : و دستنبوى ، م : دستنبوى ( 14 ) - ض : خوردن ( 15 ) - ت : پرزبانانند ، ل : بىزيانانند ( 16 ) - ل : از جهان نسلشان