تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
هم سراى سرور ازو آباد * هم همه دوستان ازو دلشاد چون دعا را نهاد خواهد برخ * عيسى آمين كند ز چارم چرخ سوز سينه‌اش اگر عيان گردد * چنبر چرخ رايگان گردد شادى آمد « 1 » چو او بصدر نشست * بر سر دست برنهاده بدست صفت صفوت دل پاكش * نعت نطق شگرف و چالاكش « 2 » پردهء عرش و آية الكرسيست * شهد فردوس و حجرهء « 3 » قدسيست از مروّت لطيف منزل‌تر * وز قناعت خفيف « 4 » محمل‌تر هر عبارت كز آن فصيح آيد « 5 » * دم بود كز لب مسيح آيد « 5 » هركه بر آستان « 6 » دين باشد * عيسى مريم آستين باشد خصم در دست « 7 » خاطر چيرش * كند باشد چو پشت شمشيرش تا به دو خويشتن بيارايد « 8 » * منبر از گريه هيچ ناسايد « 9 » معنى از لفظ او پديد از دور * چون رخ حور عين ز پردهء نور داده كلكش « 10 » چنان كه شاه عروس * از نقاب تنك خرد را بوس هم درخت وفا از او پربار * هم زبان ثنا ازو در كار در دعا دست دل چو برگيرد * چرخ چتر رضا بسر گيرد در دعاها چو دست « 11 » بركند او « 12 » * چرخ را صد هزار دركند او « 13 » برسد تا بعرش و يابد اجاب * نشود نه فلك ز پيش حجاب خلق او همچو زهره قائد دين * ذهن او در سخن عطارد دين چون خرد كارهاش روشن و چست * چون قضا سطوتش درشت و درست مرده دل مانده بود از پى آز * جان چو در دل نشست گاه نياز
هامش
( 1 ) - ط : آيد ، م : او ، ى : آمد ( 2 ) - ت : شگرف چالاكش ( 3 ) - ذ : عالم ( 4 ) - م : خفيف ، ن : حفيف ، ض : لطيف ( 5 ) - ل : آمد ( 6 ) - ذ : بر آسمان ( 7 ) - س : خصم در روى ( 8 ) - م : نيارايد ( 9 ) - س : منبر از گريه مىنياسايد ، ب : منبر از خطبه مىنياسايد ( 10 ) - ب : جان را ( 11 ) - ف : در دعا دست را چو ( 12 ) - ل : دركند او ( 13 ) - س ، دركند او ، م : بركند او