تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

الباب الرابع فى صفة العقل و احواله و افعاله و غاية عنايته و سبب وجوده ،

ذكر العقل اوجب لان نتائجه اعجب ، من لا عقل له لا دين له ، قال النبى صلى اللّه عليه و آله و سلم : اوّل ما خلق اللّه تعالى العقل

اندر ستايش عقل و عاقل و معقول

هرچه در زير چرخ نيك و بدند * خوشه‌چينان خرمن خردند چون درآمد ز بارگاه « 1 » ازل * شد بدور است كار « 2 » علم و عمل هم كليد امور در دستش * هم ره « 3 » امر بسته در هستش مايهء نيك و سايهء بد اوست * سبب بود و هست و باشد اوست در حروفى كه پردهء نقلست * آخر شرع اول « 4 » عقلست از براى صلاح دولت و دين * چشم عقل اوّليست آخربين مر ترا عقل جمله « 5 » بنمايد * آنچه رفت آنچه هست « 6 » و آنچ آيد سخن عقل صوت و حرفى نيست * زآن‌كه تاريكى « 7 » از شگرفى نيست هركجا نطق عقل « 8 » برزد دم * حرف و آواز درخزد بعدم عقل هم گوهر است و هم كانست * هم رسولست و هم نگهبانست خشك‌بندى نديد نيكوتر * هيچ خاموش ازو سخن‌گوتر جسم را « 9 » جان و بردبارى ده « 10 » * نفس را علم بخش و يارى « 11 » ده نه ز روى فسون « 12 » و افسانه * سخنى گويمت حكيمانه مشرق و مغربى كه عقل تراست * فوق نى تحت نى و نى چپ و راست « 13 »
هامش
( 1 ) - م : ز كارگاه ( 2 ) - ل : كام ( 3 ) - س : هم همه ( 4 ) - م : اولش شرع و آخرش ، ذ : آخرش شرع و اولش ( 5 ) - س : همه را عقل جمله ، ل : همه را با تو عقل ( 6 ) - م : آنچه هست آنچه بود ( 7 ) - خ : باريكى ( 8 ) - خ : عقل و علم ( 9 ) - چ : چشم را ( 10 ) - س : جان بردبارى ده ( 11 ) - خ : عقل بخش و يارى ، س : علم بخش يارى ( 12 ) - م : ز روى فسوس ( 13 ) - خ : نه از چپ و راست