تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
مردم از هر سوئى فراز رسيد * پرده بر مرد « 1 » بدكنش بدريد بگرفتند مرو را « 2 » در حال * كرد ازو مير زخم خورده سؤال كه كه فرمود مر ترا اين كار * داد بر لفظ خويش مرد « 3 » اقرار كه مرا اين معاويه « 4 » فرمود * كار كردم كنون ندارد سود جان بداد آن زمان على در حال * خاندان زان سبب گرفت زوال مثله كردند مرو را پس از آن * رفت حاليش زى جهنّم جان « 5 » وانكه فرمود شادمانه بزيست * اين چه حكمست يا رب اين خود چيست

فى مذمّة اعدائه و حساده

خال ما بود خصم او حالى * ليك از جمله خيرها خالى « 6 » خال مشكين نبود بر خورشيد * خال بر ديده بود ليك سپيد آنكه مرددها « 7 » و تلبيس است * آن نه خال و نه عم كه ابليس است وانكه خوانى كنون معاويه‌اش * دان كه در هاويه است زاويه‌اش شير حق زين جهان بپرهيزد * سگ بود كز كليجه نگريزد تابش روح خواهد و تف صدر « 8 » * روز خود بدر خواهد و شب قدر آنكه جز ابله و منافق نيست * شرم مخلوق و ترس خالق نيست كرده خصمان او چه بنده چه حر * مطبخ اينجا و دوزخ آنجا پر « 9 » بهر كردى به زير چرخ كبود « 10 » * كيسه با كاسه پر تواند بود چه خطر دارد آل بو سفيان * كه برآرند نامشان به زبان آل مروان و آل سفله زياد * كه نرفتند جز به راه عناد با على كى بود مخنث دوست * كى زبير عوام بابت اوست « 11 »
هامش
( 1 ) - ل : پردة مرد ( 2 ) - م : مرد را ( 3 ) - ل : خويشتن ( 4 ) - خ : فلان زنك ( 5 ) - ب ، ج : رفت وقتى سوى جهنم جان ، ل : رفت سوى جهنم او را جان ( 6 ) - چ : ليك خالى ز خيرها خالى ( 7 ) - ل : دغا ( 8 ) - س : صف صدر ( 9 ) - س :كرده خصمان و ز ديو زمر * مطبخ دوزخ غم آنجا پر( 10 ) - آ : دشمنش كور زير چرخ كبود ( 11 ) - س : م ، نايب اوست ، خ : كى يزيد پليد بابت اوست
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 259 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى