تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
عاشق ذكر او لئيم و ظريف « 1 » * جود او نكتهء وضيع و شريف « 2 » هم ز اسلاف « 3 » مهتر آمده او * در كنار شرف برآمده او دل و چشمش ز شوق در محراب * چشمهء آفتاب و چشمهء آب در قرائت « 4 » همه ثنا و ثبات * با قرابت « 5 » همه حيا و حيات بذل او پشت ملت نبوى * شرم او روى دولت اموى « 6 » دل او با نبى موافق بود * نور جانش چو صبح صادق بود شرم او كارساز خويشاوند * گرچه بد برد ازو رحم « 7 » پيوند شوخ چشمى زيان ايمانست « 8 » * شرم ديده زبان « 9 » ايمانست در دوئى عقل راست پيچاپيچ * چشم ايمان دوئى نبيند هيچ قابل آمد چو آينهء ايمان * پيش او بد همان و نيك همان عقل جز نقد « 10 » خير و شر نكند * ورنه توحيد بد بتر « 11 » نكند بد و نيك از درون چو برگيرد « 12 » * ديو را چون فرشته بپذيرد « 13 » نه ز توحيد بل ز شرك و شكيست * كه به نزد تو دين و كفر « 14 » يكيست چشم افعى چو كرد علت كور * پيش چشمش چه زمرد و چه بلور ذل همان چاشنىشناس كه عزّ * كايج « 15 » باطل نكرد حق هرگز روى آيينه را كه نبود زنگ « 16 » * زنگ نپذيرد « 17 » و نگيرد رنگ هيچ كج هيچ راست نپذيرد * راست كج را به راست برگيرد فتنه‌اى را كه خاست در قصبه‌ش * از ذو الارحام بود و از عصبه‌ش « 18 »
هامش
( 1 ) - پ : بليد و طريف ، پ : عاشق ذكر او پليد و ظريف ( 2 ) - پ : ز اين بود او پليد و صنيع و شريف ، خ : تكيه وضع و شريف ( 3 ) - پ : همه ز اسلام ، م : همه ز اسلاف ( 4 ) - ل : قرارت ( 5 ) - س : تا قيامت همه حيا و حيات ( 6 ) - ذ : ابوى ، س : بدوى ، خ : نيوى ( 7 ) - ذ : بد بوده او رحم ( 8 ) - س : زيان ايشانست ( 9 ) - ل عيان ( 10 ) - س : بعد ، م : نقل ( 11 ) - م : به بتر ( 12 ) - س : بد را همچو نيك برگيرد ، ل : برگيرند ( 13 ) - ل : بپذيرند ، س : نپذيرد ( 14 ) - م : كفر و دين ( 15 ) - خ : ايج ( 16 ) - س : زر زرنگ ( 17 ) - م : رنگ بپذيرد ( 18 ) - چ : از عقبه‌اش
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 242 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى