تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
زانكه اول نقط به دو « 1 » پس خط * خط دوم خلق بود « 2 » بعد نقط جان بو بكر خط « 3 » اوسط بود * نه ز خط « 4 » بد عتيق « 5 » در خط بود هادى راه ره نمود او را * هيچ جمعيتى نبود او را گرچه اصحاب كهف از پى راه * جمله گشتند از آن خلل آگاه زرق و تلبيس و مكر دقيانوس * گشت معلومشان كه هست فسوس آنكه از گربهء رمان « 6 » باشد * كى خداى همه جهان « 7 » باشد يا سه يا پنج يا كه هفت بدند * بود جمعيتى چو جمع « 8 » شدند بعد از آن سگ متابعت بنمود * تا از آن يك قدم ورا بد سود « 9 » گاه بو بكر خود نبد « 10 » جمعى * از هدايت « 11 » بيافت او شمعى لفظ سيد چو در زمان « 12 » بشنيد « 13 » * در شب داج راه راست بديد به يكى لفظ وى بداد « 14 » اقرار * گشت از اصنام و از وثن « 15 » بيزار لا جرم در ميان دايره بود * بىزيان « 16 » مرو را برآمد سود انبيا بدخط « 17 » و رسول نقط * جان بو بكر در ميانهء خط صد هزاران ترحم و رضوان * از سنائى بجان او برسان

فى قربته و حق صحبته مع رسول الله

چون زدى « 18 » كوس « 19 » شرع روح امين * چشم بر گوش او نهادى دين بنبى او ز جان « 20 » شايسته * در دهان « 21 » دل نمود چون پسته قد او در « 22 » رضاى يزدانى * جست « 23 » پيراهن مسلمانى
هامش
( 1 ) - م : بد او ( 2 ) - ل : بود و ( 3 ) - ب : خلق ( 4 ) - م : مه ز خط ( 5 ) - م : عشق ( 6 ) - ل : كآنكه از كرمكى رمان ، م : آنچه از گريه زمان ( 7 ) - خ : كى خداوند آسمان ( 8 ) - ل : كه جمع ( 9 ) - م : برآمد ( 10 ) - ل : بدند ، م : نبود ( 11 ) - ل : تا ز هادى ( 12 ) - ل : زبان ( 13 ) - ب : نشيند ( 14 ) - م : گويد او ( 15 ) - ل : گشت از شرك و از وثن ( 16 ) - م : بىزبان ( 17 ) - م : بر خط ( 18 ) - ل : چونكه زد ( 19 ) - م : گوش ( 20 ) - و : به فدا كرده جان ( 21 ) - ل : از دهان ( 22 ) - و : بر قد او ( 23 ) - و : دوخت
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 229 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى