زانكه اول نقط به دو « 1 » پس خط * خط دوم خلق بود « 2 » بعد نقط
جان بو بكر خط « 3 » اوسط بود * نه ز خط « 4 » بد عتيق « 5 » در خط بود
هادى راه ره نمود او را * هيچ جمعيتى نبود او را
گرچه اصحاب كهف از پى راه * جمله گشتند از آن خلل آگاه
زرق و تلبيس و مكر دقيانوس * گشت معلومشان كه هست فسوس
آنكه از گربهء رمان « 6 » باشد * كى خداى همه جهان « 7 » باشد
يا سه يا پنج يا كه هفت بدند * بود جمعيتى چو جمع « 8 » شدند
بعد از آن سگ متابعت بنمود * تا از آن يك قدم ورا بد سود « 9 »
گاه بو بكر خود نبد « 10 » جمعى * از هدايت « 11 » بيافت او شمعى
لفظ سيد چو در زمان « 12 » بشنيد « 13 » * در شب داج راه راست بديد
به يكى لفظ وى بداد « 14 » اقرار * گشت از اصنام و از وثن « 15 » بيزار
لا جرم در ميان دايره بود * بىزيان « 16 » مرو را برآمد سود
انبيا بدخط « 17 » و رسول نقط * جان بو بكر در ميانهء خط
صد هزاران ترحم و رضوان * از سنائى بجان او برسان
فى قربته و حق صحبته مع رسول الله
چون زدى « 18 » كوس « 19 » شرع روح امين * چشم بر گوش او نهادى دين
بنبى او ز جان « 20 » شايسته * در دهان « 21 » دل نمود چون پسته
قد او در « 22 » رضاى يزدانى * جست « 23 » پيراهن مسلمانى
هامش
( 1 ) - م : بد او
( 2 ) - ل : بود و
( 3 ) - ب : خلق
( 4 ) - م : مه ز خط
( 5 ) - م : عشق
( 6 ) - ل : كآنكه از كرمكى رمان ، م : آنچه از گريه زمان
( 7 ) - خ : كى خداوند آسمان
( 8 ) - ل : كه جمع
( 9 ) - م : برآمد
( 10 ) - ل : بدند ، م : نبود
( 11 ) - ل : تا ز هادى
( 12 ) - ل : زبان
( 13 ) - ب : نشيند
( 14 ) - م : گويد او
( 15 ) - ل : گشت از شرك و از وثن
( 16 ) - م : بىزبان
( 17 ) - م : بر خط
( 18 ) - ل : چونكه زد
( 19 ) - م : گوش
( 20 ) - و : به فدا كرده جان
( 21 ) - ل : از دهان
( 22 ) - و : بر قد او
( 23 ) - و : دوخت