تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
تا به زير چهار و پنج و ششى * باده جز از خم هوس نچشى كى ترا « 1 » حق به لطف برگيرد * يا نمازت به طوع بپذيرد چون دوم كرد امر يزدانت * چار تكبير بر سه « 2 » اركانت فوطه‌بافان عالم ازلت * بر تو خوانند نكته و غزلت روى سلطان « 3 » شرع كى بينى * كون در آب « 4 » و در آسمان بينى لقمه و خرقه هر دو بايد پاك * ورنه گردى ميان خاك هلاك « 5 » چونت نبود طعام و كسوت پاك * چه نمازت بود چه مشتى خاك به رعونت سوى نماز مپاى * شرم دار و بترس ت تو ز خداى « 6 » سوى خود هركه نيست بار خداى * دهدش در نماز بار خداى سگ بدم جاى خود بروبد و باز * تو نروبى به آه جاى « 7 » نماز از پى جاه و خدمت « 8 » يزدان * دار پاكيزه جاى و جامه و جان « 9 » قبلهء جان ستانهء صمدست * احد سينه كعبهء احدست در احد حمزه‌وار جان درباز * تا بيابى مزه ز بانگ نماز هرچه جز حق بسوز و غارت كن * هرچه جز دين از آن طهارت كن با نيازت به لطف برگيرند « 10 » * بىنيازت نماز نپذيرند « 11 » بىنياز ار غم نماز خورى * از جگر قليهء پياز خورى باز اگر هست با نماز نياز * برگرد دست لطف پردهء راز هركه در بارگاه لطف شتافت * دادنى داد و جستنى دريافت ورنه ابليس در درون نماز * گوش گيرد برونت آرد باز تو لئيم آمدى نماز كريم * تو حديث « 12 » آمدى نماز قديم
هامش
( 1 ) - م : تا ترا ( 2 ) - ل : بر دو ( 3 ) - چ : روى آفاق ( 4 ) - ل : چون در آب ( 5 ) - ف : تا شود نامت از سمك به سماك ( 6 ) - ل : پس ز خداى ( 7 ) - چ : چرا براى ، ب : براى جاى ( 8 ) - ل : از پى نان به خدمت ( 9 ) - م : و نان ( 10 ) - ل : تا نمازت به لطف برگيرد ( 11 ) - ل : نپذيرد ( 12 ) - و : تو حدوث : چ : تو حدث