تا به زير چهار و پنج و ششى * باده جز از خم هوس نچشى
كى ترا « 1 » حق به لطف برگيرد * يا نمازت به طوع بپذيرد
چون دوم كرد امر يزدانت * چار تكبير بر سه « 2 » اركانت
فوطهبافان عالم ازلت * بر تو خوانند نكته و غزلت
روى سلطان « 3 » شرع كى بينى * كون در آب « 4 » و در آسمان بينى
لقمه و خرقه هر دو بايد پاك * ورنه گردى ميان خاك هلاك « 5 »
چونت نبود طعام و كسوت پاك * چه نمازت بود چه مشتى خاك
به رعونت سوى نماز مپاى * شرم دار و بترس ت تو ز خداى « 6 »
سوى خود هركه نيست بار خداى * دهدش در نماز بار خداى
سگ بدم جاى خود بروبد و باز * تو نروبى به آه جاى « 7 » نماز
از پى جاه و خدمت « 8 » يزدان * دار پاكيزه جاى و جامه و جان « 9 »
قبلهء جان ستانهء صمدست * احد سينه كعبهء احدست
در احد حمزهوار جان درباز * تا بيابى مزه ز بانگ نماز
هرچه جز حق بسوز و غارت كن * هرچه جز دين از آن طهارت كن
با نيازت به لطف برگيرند « 10 » * بىنيازت نماز نپذيرند « 11 »
بىنياز ار غم نماز خورى * از جگر قليهء پياز خورى
باز اگر هست با نماز نياز * برگرد دست لطف پردهء راز
هركه در بارگاه لطف شتافت * دادنى داد و جستنى دريافت
ورنه ابليس در درون نماز * گوش گيرد برونت آرد باز
تو لئيم آمدى نماز كريم * تو حديث « 12 » آمدى نماز قديم
هامش
( 1 ) - م : تا ترا
( 2 ) - ل : بر دو
( 3 ) - چ : روى آفاق
( 4 ) - ل : چون در آب
( 5 ) - ف : تا شود نامت از سمك به سماك
( 6 ) - ل : پس ز خداى
( 7 ) - چ : چرا براى ، ب : براى جاى
( 8 ) - ل : از پى نان به خدمت
( 9 ) - م : و نان
( 10 ) - ل : تا نمازت به لطف برگيرد
( 11 ) - ل : نپذيرد
( 12 ) - و : تو حدوث : چ : تو حدث