تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
گفت زاهد كه من بساخته‌ام * ز آنكه من نفس را شناخته‌ام هست بيمار نفس و من چو طبيب * مىكنم روز و شب ورا ترتيب به مداواى نفس مشغولم * ز آنكه گويد همى كه معلولم گه ورا قصد فصد فرمايم * اكحل از ديدگانش بگشايم چون تصعد كند « 1 » فروبارد * فصد « 2 » تسكينى اندرو آرد گه ورا مسهلى بفرمايم * علل از جسم او بپالايم حب دنيا و حقد بغض و حسد * غل و غشش برون شود ز جسد گاه نهيش كنم من از شهوات « 3 » * تا مگر بازماند از لذات « 4 » از خورش خوى خويش باز كند « 5 » * در شهوت به خود فراز كند « 6 » قوتش از باقلى دو دانه « 7 » كنم * خانه بر وى چو گورخانه كنم ساعتى نفس چون شود « 8 » در خواب * من كنم يك دو ركعتى به شتاب پيش از آن كو ز خواب برخيزد * همچو بيمار در من آويزد يك دو ركعت بىاو چو بگذارم * بعد از آن نفس گشت بيدارم مرد دانا چو اين سخن بشنيد * جامه بر تن ز وجد آن « 9 » بدريد گفت لله « 10 » درك اى زاهد * بارك الله عمرك اى عابد اين سخن جز ترا مسلم نيست * ملك تو كم ز ملك جم « 11 » نيست هرجت امروز هست آرايش « 12 » * دان كه فردات باشد آلايش « 13 » نيست آلوده كز گنه خيزد * آن كز اندوه آه و اه « 14 » خيزد زن كند بهر ميهمانى پاك * موى ابرو و موى رخ چالاك « 15 »
هامش
( 1 ) - م : چون مصعد كند ، ل : خون كه مصعد كند ، چ : خون مصعد كند ( 2 ) - چ : قصد ( 3 ) - ب : شهوت ( 4 ) - ب : لذت ( 5 ) - ل : خوب جمله باز كنم ( 6 ) - ل : فراز كنم ( 7 ) - م : و دانه ( 8 ) - ب : نفس را كنم ( 9 ) - ب : بر خود يگان‌يگان ( 10 ) - ل : اللّه ( 11 ) - پ : ملكت تو ز ملك جم كم ( 12 ) - ل : به آلايش ، چ : هرچه امروز هست آرايش ( 13 ) - پ : آرايش ( 14 ) - ل : آه و وه ( 15 ) - ل : زن كند پاك بهر مهمانى زيرا برو و موى پيشانى ، چ : زيرا برو و روى و پيشانى
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 135 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى