تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
دل بدينجا غريب و نادانست * تا ببند چهار اركانست خرد اينجا تهى كند جعبه * كه تحرى « 1 » بد است در كعبه پيش كعبه مگر كه بوالهوسى « 2 » * بشنود علم سمت قبله بسى « 3 » هركه در كعبه با تحرى مرد * زيرهء تر بسوى كرمان برد « 4 » در سه زندان غل « 5 » و حقد و حسد * عقل را بستهء ببند جسد پنج حس كز چهار اركانند * پنج غماز اين سه زندانند دل شده محرم « 6 » خزانهء راز * چه كند ننگ منهى و غماز « 7 » بىزبانان زبان او گويند * بىنشانان نشان او جويند هرچه جز دوست آتش اندر زن * آنگه از آب عشق سر بر زن كه نه يارند و يار مىبينى * همه زنهار خوار مىبينى گلبن باغ خويشتن‌بينان * شده چون دلم دلم بدبينان نيك معلوم كن كه در محشر * نشود « 8 » هيچ حال خلق دگر پيشش آيد هرآنچه بگزيند * هرچه زينجا برد همان بيند « 9 »

قال النّبى صلّى اللّه عليه و سلّم : فرغ اللّه تعالى عن الخلق و الخلق و الاجل و الرزق التمثيل فى نحن قسمنا

هرچه آن كدخداى دكاندار * سوى خانه فرستد از بازار آنكه باشد به خانه در خويشش * در شبانگاه آورد پيشش هرچه زينجا برى نگه دارند * در قيامت همانت پيش آرند نيست « 10 » آنجا تغير « 11 » و تبديل * نشود نيك بد به هيچ سبيل
هامش
( 1 ) - كه تجرى ( 2 ) - ض : مگو كه ، م : مگر به بلهوسى ( 3 ) - ل : علم بسى ( 4 ) - ل : زيره و برد را به كنعان برد ( 5 ) - ل : غله ، خ : بخل ( 6 ) - م : دل چو شد كعبهء ، پ : دل كه شد محرم ( 7 ) - ل : گرد آن دل دگر نكردد آز ( 8 ) - ل : نكنند ( 9 ) - ل : پيشت آيد هرآنچه بگزينى هرچه اينجا برى همىبينى ( 10 ) - نبود ( 11 ) - پ : تغيرى