چو ماه بود و چو سرو ، نه ماه بود و نه سرو * قبا نپوشد سرو و كله دارد ماه
600
مىبرنكند چشم سگ از ديدن ماه * سگ نيز كند به ماه گهگاه نگاه
126
اى افسر خوبى زمانه * اى من به تو همواره شادمانه « * »
اى خاتم ملك را نگينه * و اى گوهر تاج را ميانه
133
اى من ز غم عشق تو خوار افتاده * در دامن آزار تو زار افتاده
284
دل گفت : ز عشق توبهء محكم به * تن گفت نه جان به عشق جان خرّم به
كم باد دلِ من از ميانِ من و تو * بدگوى ز روى هر دو گيتى كم به
458
در حضرت شاه عافيتْ خواهى به * وز دور نظارهء شهنشاهى به
قصّه چه كنم دراز ، كوتاهى به * در بيشهء شير شرزه روباهى به
61
در تهمت عشق تو منم فرسوده * بىآنكه مرا با تو وصالى بوده
در سرزنشِ خلق منم بيهوده * چون گرگ شكم تهى دهانآلوده
50
آن روى ماه پيكر با ماه راز كرده * و ان زلفِ مشك بويش با لاله ساز كرده
خون هزار عاشق بر رخ كشيده عمدا * وآنگه خلاف دين را با وى نماز كرده
134
ما عبدناك اجتهاد همه * ما عرفناك اعتقاد همه
273
وا گرگان شيم وا كنار وِيْشَه * اينجا چه كنيم دل به هزار انديشه
188
هامش
( * ) وزن مصراع مذكور در نسخهها مختل است .